X
تبلیغات
حسابداری و حسابرسی - حسابداری

حسابداری و حسابرسی

حساب - حسابداری - حسابرسی - قانون

سیستم نمره‌دهی گزارش‌هاي حسابرسی؛ غیرشفاف و ناکارآمد

مهدي غلامزاده *
یک فرض اساسی در استانداردگذاری حسابداری و حسابرسی وجود دارد و آن این است که استفاده‌کنندگان از گزارش‌هاي حسابرسی و صورت‌های مالی حداقل درک و دانش لازم برای فهم معانی اصطلاحات به کار رفته در این حوزه را دارند.

اما اینکه این فرض در دنیای واقعی چقدر مصداق دارد، خود جای پرسش‌ها و تردیدهای بسیاری است که نیازمند یک تلاش تحقیقی است. برای نمونه آیا تاکنون به معنای اظهارنظر (شامل مشروط، مردود، عدم اظهارنظر و مقبول) وارزش ونمره قابل تخصیص به آن توجهی داشته‌اید؟ برای ما ایرانی‌ها که در سیستم نمره‌دهی بر مبنای یک تا بیست درس خوانده‌ایم، نمره 20 ونمره 10 ویا 5 نه تنها برای درس خوانده‌ها حتی برای بیسوادان نیز امری روشن و بدیهی است ونیاز به تفسیر و تعبیرهای پیچیده‌ای ندارد تا به کسی فهماند که 20 در سیستم نمره‌دهی ما یعنی چه.برای نمونه گزارش عدم اظهارنظر را در نظر بگیریم، اگر افراد حرفه‌اي خواسته باشند به این گزارش نمره‌ای تخصیص دهند که برای استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی که دارای دانش حداقلی از حسابداری هستند (با فرض اینکه همه افراد حاضر در بازار سرمایه ما یک درک حداقلی دارند که به طور قطع فرض قابل ردی است) نیز قابل‌فهم ودرک باشد، چیست؟ آیا کسی از حسابداران حرفه‌ای می‌تواند به این موضوع پاسخ دهد؟ قطعا پاسخ به این پرسش بدون استثنا همه حسابداران حرفه‌ای را به بن بست می‌رساند، چه رسد به افراد عادی حاضر در بازار سرمایه را.
حال واقعا راهکار حل این گونه مسائل چیست؟ شاید پاسخ را بتوان با بررسی سیستم‌های مختلف نمره‌بندی در محیط‌های آموزشی پيدا كرد. ضمن اینکه بايد به این امر توجه داشت که سیستم‌های طرح‌ریزی شده موجود گاهي از مبانی فلسفی و تئوری متفاوتی نیز برخوردارند که انتخاب بهینه‌ترین آن در شرایط حرفه حسابرسی نیازمند تحقیق دیگری است.
سیستم‌های نمره‌بندی اندازه‌های استاندارد سطوح متغیر ادراک در یک حوزه را تعریف می‌کنند. نمره‌بندی می‌تواند در قالب حروف (مثلا الف وب و...) و یا یک دامنه (مثلا 0 و 1) یا توصیف (مثلا خوب و عالی و بد و..) یا در برخی موارد به صورت درصد و به صورت معدل کل باشد. بررسی سیستم نمره‌بندی برخی کشورها از قاره‌های مختلف نتایج ذیل را نشان می‌دهد.
آمریکا: سیستم ارزیابی پنج نمره‌ای سیستم متداول در آمریکا است.
آرژانتین: نمره‌ها در آرژانتین بین 1 تا 10 است و نمره قبولی بین 4 تا 6 در تغییر است (بسته به دانشگاه ومدارس واین نمرات معدل کل هستند)
برزیل: در برزیل نمره‌ها بین صفر تا 10 است و حداقل نمره قبولی بین 5 تا 7 در نوسان است. (این نمرات معدل کل هستند.)
شیلی: در شیلی دامنه نمره‌ها از یک تا 7 با یک رقم اعشار است و حداقل نمره برای گذراندن دروس 4 است.
پاراگوئه: در پاراگوئه نمره در دامنه 1 تا 5  است که حداکثر 5 و حداقل نمره یک است.
اروگوئه: در اروگوئه نمره‌ها از 1 تا 12 و یک حداقل و 12 حداکثر است. برای گذراندن نمره لازم است 6 از 12 کسب شود.
پرو: در پرو نمره از صفر تا بیست و نمره قبولی 11 از بیست است.
عربستان: در عربستان سعودی که به سیستم آموزش آمریکایی نزدیک است  نمرات به بسیار عالی
(100-90درصد یا معدل کل 4-  5/3) و عالی (89-80درصد یا معدل کل 49/3- 5/2) خوب (79-70‌درصد یا معدل کل 49/2- 5/1) و قابل‌قبول (69-60‌درصد یا معدل کل  49/1-1) و ضعیف
 (59-0‌درصد یا معدل کل 0- 0) تقسیم می‌شود.
روسیه و شوروی سابق: در روسیه وبسیاری از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و برخی از کشورهای وابسته به بلوک غرب از سیستم نمره‌دهی 5 نقطه‌ای استفاده می‌کنند. 5 برای خیلی خوب و عالی، 4 برای خوب و بالای متوسط، 3 برای رضایت بخش، 2 برای غیررضایت‌بخش ویک برای ضعیف.
آلمان: در آلمان نمرات از 1 تا 6 است. یک برای بهترین و 6 برای بدترین نمره استفاده می‌شود. این سیستم برای مطالعات دانشگاهی از 1 تا 15 نمره‌بندی می‌شود که 15 بهترین نمره و صفر بدترین نمره است.
نیوزلند: در نیوزلند نمره‌ها از 1 تا 10 است که یک برای بدترین و 10 برای بهترین استفاده می‌شود.
ایسلند: در ایسلند نمره‌ها از صفر تا 10 است که صفر برای بدترین و 10 برای بهترین استفاده می‌شود.
به طور قطع عده‌ای هستند این ادعا را مطرح می‌کنند که این شیوه اظهارنظر در تمام دنیا انجام می‌گیرد و تاکنون کسی به این شیوه اشکال و ایرادی نگرفته است چرا ما باید حساسیت داشته باشیم. ضمن اینکه با توجه به محیط پیچیده و چندلایه تجاری اجازه شفاف‌تر شدن قضاوت کلی حسابرسان را بیشتر از این نمی‌دهد و ما ناچار به پذیرش چنین شیوه اعتباردهي، که هم سهل است و هم ممتنع، هستیم. پاسخ به رد این ادعا همانطور که در بالا آمد واضح است.چرا کشورهای مختلف سیستم‌های نمره‌دهی متفاوت دارند وهیچ مشکلی نیز در ارتباط با محیط‌های بین‌المللی پیدا نکرده اند.ضمن اینکه قرار نیست سیستم فعلی حذف شود، بلکه مدل جدید نیز در کنار مدل قبلی بکار گرفته شود. علاوه بر این نیازهای متفاوت سیستم‌های متفاوت می‌طلبد و اگر کشوری تاکنون در حوزه حسابرسی اقدامی نكرده است دلیل بر نبود مشکل در شیوه سیستم اعتباردهی کنونی نیست، بلکه کار تغییر بايد از یکجا شروع شود و مهم درستی و راستی فرضیات بنیادین این تغییر است.پاسخ به سوالاتی نظیر:
1 - چرا اصولا این تغییر نیاز است و منافع، زيان‌ها، فرصت‌ها و تهدیدهای این نحوه گزارش‌دهی برای اهل حرفه و خارج از آن چیست.
2 - رابطه تغییر مورد نظر با توسعه حرفه‌ای و باز شدن فضای ارتباطی حرفه حسابرسی با جامعه و عموم مردم (که تاکنون به صورت طبقاتی عمل كرده و نمونه آن در سرنگونی موسسه حسابرسی آرتور اندرسن در موضوع شرکت‌هایی نظیر انرون (Enron)، وردکام (World Com)، آدلفی (Adelphi)، سیسکو (Cisco)، لیوسنت (Lucent) و... دیده شد.) چگونه خواهد شد.
3 - احتمالاتی در خصوص نوع و ماهیت کسانی که از این تغییر  متاثر می‌شوند و همچنین نوع و ماهیت اینچنین تاثیراتی و سود یا زیان‌های حاصله از آن چیست؟
می‌تواند راهگشا در این خصوص باشد. ضمن این که اگر ما دنبال  شفافیت در محیط گزارشگری خود هستیم بايد در عمل نیز آن اعتقاد را به نمایش بگذاریم. بدیهی است که شفافیت مفهومی فراگیر و همه شمول است و نه بخشی. اگر ما از تهیه‌کننده صورت‌های مالی انتظار تهیه شفاف صورت‌های مالی را داریم از اعتبار‌دهنده آن نیز چنین انتظاری را باید داشت. بنابراین شفافیت در نمره‌دهی اعتبارمندی صورت‌های مالی صاحبکار، افراد حاضردر بازار سرمایه را، حتی شامل آن طیفی که مفاهیم اولیه حسابداری و حسابرسی را متوجه نمی‌شوند، اعم از باسواد وبی سوادمنتفع می‌سازد. علاوه بر این تغییر در سیستم اعتباردهی از سپر قرار دادن استاندارد به منظور رسیدن به مقاصد بازاری و سیاسی جلوگیری كرده و احتیاط و تردید حرفه‌ای به میزان گسترده‌تری قشر حسابدار رسمی و مستقل را در برخواهد گرفت (مثلا ارائه گزارش‌هايي نظیر  مشروط یا عدم اظهارنظر  در حالی که گزارش مردود است). اگر بتوان پاسخ مناسبی به این سوالات بدهیم به طور قطع موانع تغییر نیز به راحتی از میان برداشته خواهد شد. با این توصیف نتایج احتمالی تغییر در سیستم اعتباردهی گزارش‌هاي مالی را می‌توان به صورت ذیل خلاصه كرد:
1 - پاسخ‌گویی حسابرسان در مقابل تخطی از وظایف حرفه‌ای و قانونی از جمله جامعه حسابداران رسمی و سازمان بورس. (بدیهی است که به دلیل افزایش شفافیت حسابداران رسمی در ابتدای امر ممکن است مقاومت نیز وجود داشته باشد.)
2 - شفاف شدن عمل حسابرسان برای جامعه حرفه‌ای و بازار سرمایه و سایر ذی‌نفعان حتی مردم بی‌سواد
3 -در نظر گرفتن شرایط بومی کشور (همانند سیستم‌های متعدد نمره‌بندی در کشورها) ضمن در نظر داشتن شرایط بین‌المللی. (به این مفهوم که قرار  نیست سیستم فعلی عوض شود، بلکه علاوه بر نمره‌دهی فعلی نمره‌دهی جدید نیز به منظور افزایش شفافیت به عنوان مکمل در گزارش‌هاي حسابرسی به کار برده می‌شود.)
4 - جمع‌آوری اطلاعات شفاف ودقیق از نمره گزارشگری مالی داخل کشور که به مرور زمان با افزایش یا کاهش معدل این نمرات  می‌توان فضای شفافیت را در کشور مورد سنجش وارزیابی قرار داد.
5 - فراهم آمدن اطلاعات اعتباردهی مناسب و شفاف برای تحقیقات مالی و حسابداری  و تولید دانش در این حوزه.
6 - بکارگیری این سیستم همچنین می‌تواند از سوي موسسات اعتبارسنجی و خطرسنجی تجاری مورد استفاده قرار گیرد. بازار سرمایه یک پاسخگويی مشترک را می‌طلبد و همه عناصر اعتبار‌دهنده این بازار در یک پهنه مسوولیت مشترک مفهوم و اعتبار می‌یابد. این نگرش سیستمی از جزیره‌ای عمل کردن تک‌تک عناصر موثر در شفافیت و اعتبار رسانی به گزارش‌هاي مالی این بازار جلوگیری مي‌كند و زنجیره‌ای از موسسات و اشخاص درگیر اعتباردهی به بازار را درگیر مي‌كند.
7 - ارتباط برقرار کردن مسوولیت‌های حرفه‌ای حسابرسان وحسابداران رسمی با اطلاعاتی که در آينده در بازار سرمایه رسوخ می‌کند و مساله‌دار  بودن گزارش‌هاي حسابرسی را تایید می‌کند. نحوه عمل در شیوه جدید مکمل این است که علاوه بر شیوه اعتباردهی قبلی حسابرسان ملزمند نمره اعتباری مورد قضاوت خود را بر اساس ارزیابی کلی شفافیت  به عمل آمده توسط صاحبکار به عنوان نمره شفافیت  به بازار سرمایه اعلام کنند. این عمل یک نوع تاییدیه از حسابرس نیز هست که دوباره مسوولیت‌های حرفه‌ای وی را به ایشان گوشزد كرده و همانطور که حسابرسان از مدیران تاییدیه می‌گیرند، سازمان بورس نیز به نمایندگی از سرمایه‌گذاران به این شیوه تاییدیه‌ای  مبنی بر گزارش‌دهی صادقانه و بر اساس مستندات و شواهد واطلاعات بدست آمده حسابرس طبق استاندارد‌های حسابرسی از حسابرس اخذ مي‌كند تا در صورتی که بعدا به عللی مشخص شود که نمره گزارش ارائه شده تخطی از رفتار حرفه‌ای بوده بدون افتادن در بازی‌های سیاسی موضوع به صورت حرفه‌ای حل وفصل شود.
*کارشناس ارشد حسابداری

روزنامه دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 22:51  توسط mostafa  | 

استاندارد حسابداری شماره25؛ بی‌فایده یا فراموش شده؟

قاسم بولو*
استاندارد حسابداری شماره25 باعنوان «گزارشگری بر حسب قسمت‌های مختلف» با هدف «(الف) درک بهتر عملکرد گذشته، (ب) ارزیابی بهتر مخاطرات و بازده واحد تجاری، (ج) قضاوت‌های آگاهانه‌تر در مورد کل واحد تجاری» تدوین و رعایت آن در تهیه صورت‌های مالی که دوره مالی آنها از تاریخ 1/1/1381 و بعد از آن شروع می‌شود، برای کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس الزام شده است.

با این وجود، بررسی صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس نشان می‌دهد که بيشتر شرکت‌هایی که مشمول گزارشگری برحسب قسمت‌های مختلف بوده‌اند، این استاندارد را رعایت نكرده‌اند و رعایت نكردن استاندارد ياد شده در گزارش‌های حسابرسی آنها توسط حسابرسان درج نشده است.اگرچه این استاندارد بر پایه یک تحقیق دانشگاهی تدوین شده و اهداف تبیین شده در استاندارد ياد شده ضرورت تدوین و اجرای آن را توجیه مي‌كند، با این حال، رعایت نكردن این استاندارد توسط ناشران اوراق بهادار و موضع‌گیری نكردن حسابرسان در این خصوص سوالاتی را به ذهن متبادر می‌سازد که برخی از آنها به شرح زیر است:
1) آیا توجه نكردن استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی به گزارشگری برحسب قسمت‌ها که حاکی از سودمند نبودن استاندارد ياد شده و نقض اهداف یاد شده در استاندارد است، باعث رعایت نكردن این استاندارد شده است؟
2) آیا هزینه رعایت این استاندارد مانع از اجرای آن است؟
3) آیا شیوه نگهداری حسابها بستر مناسب را برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز براي اجرای این استاندارد فراهم نکرده است؟
4) آیا اجرای استاندارد به دلیل نبود شفافیت و ابهام در الزامات آن دشوار است؟
5) آیا حساس نبودن حسابرسان باعث رعایت نشدن این استاندارد شده است؟
6) آیا به طور كلي استاندارد حسابداری شماره 25 همانند بخش 24 استانداردهای حسابرسی به فراموشی سپرده شده است؟
و سوال اساسی‌تر اینکه:
7) اثربخشی تدوین این‌گونه استانداردها چیست؟
تامل در سوالات بالا و پاسخ به آنها می‌تواند مبنایی را برای تصمیم‌گیری جدی در ارتباط با گزارشگری بر حسب قسمت‌ها فراهم كند. بی‌شک پرداختن به چنین موضوعاتی و برخورد مناسب با آنها مستلزم همگرايی سازمان حسابرسی در مقام وضع‌کننده استانداردهای حسابداری و حسابرسی، تهیه‌کنندگان صورت‌های مالی، حرفه حسابرسی (جامعه حسابداران رسمی ایران، سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی) و سرمایه‌گذاران به عنوان استفاده‌کننده اصلی صورت‌های مالی و دیگر استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی است، تا از این طریق اثربخشی استانداردهای حسابداری و حسابرسی افزایش یابد.
در نهایت از سازمان حسابرسی (در مقام وضع‌کننده استانداردهای حسابداری و حسابرسی و همچنین به عنوان حسابرس مستقل شرکت‌های بزرگ پذیرفته شده در بورس که برخی از آنها نیز مشمول گزارشگری برحسب قسمت‌ها است) انتظار می‌رود در راستای نظارت بر رعایت استانداردهایی که خود آنها را وضع مي‌كندو در عین حال در مقام حسابرس شرکت‌ها به عنوان مجری استانداردهای حسابرسی و ناظر اجرای استانداردهای حسابداری نیز محسوب می‌شود، پیشگام باشد.

*حسابدار رسمي

روزنامه دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 22:48  توسط mostafa  | 

تهيه صورت‌های مالی بر اساس واقعیت‌های موجود

گارو هوانسيان‌فر *
در برخی از شرکت‌ها، در قسمت یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی، در رابطه با اهم رویه‌های حسابداری، رویه‌های حسابداری عینا از روی نشریه شماره 166 سازمان حسابرسی که یک فرم نمونه تهیه صورت‌های مالی است،

نوشته می‌شود که بعضی از آن رویه‌ها (رویه‌های حسابداری درج شده در قسمت اهم رویه‌های حسابداری یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی آن نشریه)، در آن شرکت‌ها یا به طور کامل کاربرد ندارند (برای مثال، رویه‌های حسابداری در رابطه با سرمایه‌گذاری‌ها در یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی درج می‌شود، حال آنکه آن شرکت‌ها هیچ سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار سایر شرکت‌ها انجام نداده‌اند)، یا رویه‌های حسابداری درج شده در یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی آن شرکت‌ها که از روی نشریه ياد شده نوشته شده‌اند، با رویه‌های حسابداری اتخاذ شده در آن شرکت‌ها به طور كامل در تضاد هستند (برای مثال، در قسمت اهم رویه‌های حسابداری در یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی در رابطه با نحوه تسعیر ارز دارايی‌ها و بدهی‌های ارزی در تاریخ ترازنامه، رویه‌های درج شده در نشریه ياد شده را افشا می‌کنند، حال آنکه در عمل، آن شرکت‌ها رویه‌های دیگری را به اشتباه برای تسعیر ارز دارایی‌ها یا بدهی‌های ارزی در تاریخ ترازنامه استفاده می‌کنند). درست است که برای تهیه یادداشت اهم رویه‌های حسابداری صورت‌های مالی بيشتر شرکت‌ها می‌توان از قسمت اهم رویه‌های حسابداری نشریه شماره 166 سازمان حسابرسی استفاده كرد، ولی در یادداشت اهم رویه‌های حسابداری شرکت‌ها باید همان رویه‌هایی را درج کرد که در عمل در آن شرکت‌ها بکار برده می‌شود و نه رویه‌هایی که به صورت نمونه در نشریه ياد شده آورده شده است. از طرفی هم در مورد سرفصل‌هایی که در صورت‌های مالی یک شرکت وجود ندارند یا دارای اهمیت نيستند، رویه‌های حسابداری نباید افشا شود.
مورد دیگری که در یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی بعضی از شرکت‌ها مشاهده می‌شود، یادداشت کلیشه‌ای «مبنای تهیه صورت‌های مالی» است که عینا از روی نشریه شماره 166 سازمان حسابرسی نوشته می‌شود. اين یادداشت چنین است: «صورت‌های مالی اساسا» بر مبنای بهای تمام شده تاریخی تهیه شده و در موارد مقتضی از ارزش‌های جاری نیز استفاده شده است». هیچ ایرادی به این یادداشت وارد نیست ولی در عمل دیده می‌شود که در این شرکت‌ها در بيشتر موارد از ارزش‌های جاری استفاده نمی‌شود. علت این امر (نوشتن اين یادداشت ، عینا به صورتی‌که در نشریه ياد شده آمده است)، آن است که بعضی از حسابداران فکر می‌کنند که هر چه در نشریه شماره 166 سازمان حسابرسی درج شده است، باید عینا و بدون هیچگونه تغییری در صورت‌های مالی شرکت‌ها منعکس كنند. برای چنین حسابدارانی لازم است توضیح داده شود که نشریه مزبور فقط یک راهنما به منظور تهیه صورت‌های مالی و یادداشت‌های پیوست آن است و نه یک فرمی که باید عینا و بدون هیچگونه تغییری و بدون توجه به ماهیت، نوع فعالیت و نحوه عملکرد مالی یک شرکت از آن استفاده كرد و فقط در جاهای خالی آن نشریه، مبالغ مربوطه را درج كرد. باید اظهار کنم که صورت‌های مالی و یادداشت‌های پیوست هر شرکتی را می‌توان به هر نحوی که مسوولان آن شرکت تشخیص می‌دهند تهیه کرد، البته به شرطی که استانداردهای حسـابداری را به نحـو کامل در تهیه آنها رعایت كنند.
در صورت ارائه اطلاعات نادرست در یادداشت‌های پیوست صورت‌های مالی، حسابرس مستقل با در نظر گرفتن اهمیت موضوع، گزارش تعدیل شده‌ای ارائه خواهد داد.

*حسابدار رسمي و عضو انجمن حسابداران خبره انگلستان

روزنامه دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 22:48  توسط mostafa  | 

دردسرهای بحران مالی غرب برای حسابرسان

دکتر موسي بزرگ‌اصل *
در آغاز بحران، انگشت اتهام بسیاری از سیاستمداران و موسسات مالی، حرفه حسابداری را نشانه گرفته بود و اتهامات سنگینی را بر حسابداران به خصوص مراجع تدوین استاندارد وارد ساختند.

آنها استفاده از ارزش‌هاي منصفانه در حسابداری را از عوامل اصلی بحران معرفی کردند. مسوولان مراجع تدوین استاندارد به خصوص آقای دیوید توئیدی رييس هيات استانداردهای بین‌المللی حسابداری و آقای رابرت هرز رييس هيات استانداردهای حسابداری مالی آمریکا چنین انتقادی را شتابزده و غیرکارشناسی دانستند و در مقابل آن محکم ایستادند. به اعتقاد آنها ریشه بحران در اعطای وام‌های نادرست بود نه گزارش نتایج آن. در نهایت مراجع تدوین استاندارد به خوبی از حسابداری ارزش منصفانه دفاع کردند و تنها به اصلاحات جزئی رضایت دادند.
اما خطرات ناشی از پس‌لرزه‌های بحران مالی همچنان در کمین حسابرسان است و شعله‌های بحران به سوی آنها زبانه می‌کشد. حسابرسان چون مسووليت تضامنی دارند در چنین بحران‌‌هایی بسیار آسیب‌پذیرند. اگر چه در غرب همین آسیب‌پذیری و ترس از تعهدات قانونی، عامل بزرگ شدن موسسات حسابرسی و ادغام مکرر آنها بوده است ولی موجودیت آنها را هم به خطر می‌اندازد. گردباد انرون، موسسه حسابرسی 90 ساله آرتوراندرسون را در هم پیچید و نابود کرد و این زنگ خطر بسیار ناگواری برای حسابرسان بود.
مسوولان تصفیه نیوسنچری، (New Century) که فروپاشی آن دو سال پیش حامل پیامی در مورد آشفتگی کنونی بود، ادعای يك میلیارد دلاری را علیه موسسه حسابرسی KPMG مطرح کردند. استفاده از روش‌های حسابداری نامناسب و شناسایی نکردن ذخیره کافی برای وام‌های اعطایی از جمله موارد طرح شده در این ادعا است.
آنها همچنین حسابرسان را متهم کرده‌اند که قبل از تکمیل کار، گزارش حسابرسی خود را صادر کرده‌اند. KPMG می‌گوید که چنین ادعایی پشتوانه ندارد و این بانک در کسب و کار خود شکست خورده است و ربطی به مسائل حسابداری ندارد.
فشارهای ناشی از این ادعاها باعث شده است که موسسات خود را به مرزهای جغرافیایی محدود نکنند و در پی استحکام بیشتر شبکه‌های بین‌المللی باشند. موسسه KPMG شبکه اروپایی خود را در آلمان، انگلستان، سوئیس، اسپانیا و هلند از نظر قانونی به هم متصل کرده است تا تاب و توان بیشتری برای مقابله با خطرات روزافزون و متغیر داشته باشد. خطر اصلی پیش روی حسابرسان در شرایط دوران رکود اقتصادی این است که شرکت‌‌ها برای دستکاری حساب‌‌ها بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند و این امر، خطر تحریف صورت‌‌های مالی را افزایش می‌دهد و در نتیجه حسابرسان باید با تیزبینی بیشتری استانداردهای حسابرسی به خصوص استاندارد حسابرسی مربوط به تقلب را به کار گیرند.

*عضو شورای عالی جامعه حسابداران رسمی ایران

روزنامه دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 22:46  توسط mostafa  | 

بحران مالی و جنبه‌های حسابداری آن

برگردان و تلخیص: مسعود غلام‌زاده‌لداری
یکی از شاخص‌های بحران مالی، افزایش چشمگیر تعداد رجوع به تکنیک‌های حسابداری در روزنامه‌ها و سخنرانی‌های اشخاص سیاسی است. بر این اساس، بدیهی است که واقعا یک بحران جدی رخ داده است!


در طول بحران مالی اخیر، انتقاداتی در مورد حسابداری مطرح شد که باید به‌دقت مورد بررسی قرار گیرد. پاول بویل، رييس شورای گزارشگری مالی انگلستان، در کنفرانس «آینده سیستم مالی» که در2 آوریل 2009 در لندن برگزار شد، به صراحت اعلام كرد که: تاکنون متقاعد نشده‌ام که انتقادات وارد شده بر حسابداری مبنی بر نقش داشتن در ایجاد بحران مالی، منسجم و منطقی هستند. به‌نظر می‌رسد تعداد انتقاداتی که بیانگر بیش‌نمایی زیان توسط نهادهای مالی است، با تعداد مواردی که به کم‌نمایی زیان اشاره داشتند، تقریبا برابر باشد.
برای مثال، مد شده بود که به نامناسب بودن حسابداری مبتنی بر ارزش‌های جاری اشاره شود. مبنای این انتقاد آن بود که قیمت‌های بازار نادرست هستند و ارزش واقعی دارایی‌ها بیش از قیمت بازار آنها است. در همین سالی که ادعا می‌شود قیمت‌های بازار واقعی نیستند، در بسیاری از موارد ارزش دارایی‌ها حتی کمتر از قیمت بازار سال گذشته آنها بود.
یکی از ویژگی‌های رشد صنعت خدمات مالی در سال‌های اخیر، سرعت خیره‌کننده و دامنه نوآوری در محصولات، خدمات و در واقع ساختارهای سازمانی بود که خدمات مالی در قالب آنها انجام می‌شد. در برخی زمان‌ها، نوآوری خدمات مالی به‌طور مسلّم اقدام مناسبی تلقی شد. شکست‌های اعتباری منجر به این شد که این طرز تلقی زیر سوال رود.
سوالاتی در مورد قابلیت پوشش تکنیک‌های حسابداری هم‌زمان با رشد نوآوری‌ها وجود دارد. برای مثال، در مواردی که یک بازار فعال وجود ندارد، مسائلی مطرح می‌شود. اما برخی از نوآوری‌ها در راستای دستیابی به آربیتراژ قانونی ترغیب شده بود، برای مثال در الزامات سرمایه‌ای برای آن دسته از دارایی‌ها که می‌بایست در دفاتر بانکی نگهداری شوند، در مقایسه با آن دسته از دارایی‌ها که می‌توانستند در دفاتر معاملاتی نگهداری شوند، تفاوت‌های گسترده‌ای وجود داشته است. تعجب‌آور نیست که این امر منجربه مخدوش شدن چهره حسابداری شود. اما همان‌گونه که افراد فعال در زمینه مقررات بانکی پی بردند، مناسب‌ترین راهکار برای حل این مساله تغییر قواعد الزامات سرمایه‌ای است.
همچنین، برخی مفسرین از هیات استانداردهای حسابداری به‌خاطر افزایش الزامات استفاده از حسابداری ارزش‌های جاری طی سال‌های اخیر انتقاد کردند. اگرچه استفاده از حسابداری ارزش‌های جاری طی سال‌های اخیر افزایش یافته است، اما دلیل اصلی این مساله آن است که بسیاری از بانک‌ها برای افزایش قابل ملاحظه سرمایه‌گذاری خود در گروهی از دارایی‌ها که استفاده از ارزش‌های جاری در مورد آنها مصداق دارد، این رویکرد را انتخاب کردند.
حسابداری ارزش‌های جاری مساله‌ای است که مناقشات زیادی در سال اخیر ایجاد کرد و احتمالا در سال‌های آینده نیز وضع به‌همین منوال خواهد بود. به‌نظر می‌رسد دیدگاه‌های موافق و مخالف زیادی در مورد آن وجود داشته باشد. منتقدین حسابداری ارزش‌های جاری معتقدند که این روش نامناسب بوده و بدون پرداختن تفصیلی به این موضوع که کدام روش حسابداریِ جایگزین برای دارایی‌ها و بدهی‌ها مناسب‌تر است، استفاده از ارزش‌های جاری باید متوقف شود.
با تعمیم گسترده، مدیران بانک‌ها به شدت خواستار انعطاف‌پذیری بیشتر برای رخت بربستن از الزامات ارزش‌های جاری هستند. آنها معتقدند که ارزش‌های بازار مبین ارزش‌های ذاتی دارایی‌ها نیستند، به‌همین دلیل سرمایه‌گذاران تمایلی به استفاده از تکنیک‌های مبتنی بر مدل‌ ندارند.
در حقیقت، اطمینان از این مساله که کدامیک از دو دیدگاه یاد شده صحیح‌ترین است، دشوار است. شاید ما باید این سوال را از خود بپرسیم که آیا افشای هم‌زمان راجع‌به قیمت‌های بازار و ارزشگذاری مبتنی بر مدل برای سرمایه‌گذاران سودمند است؟ با توجه به عدم اطمینان در خصوص مبانی ارزشگذاری، ممکن است سرمایه‌گذاران اطلاعات مربوط به دوره‌های آتی را در تعیین مبنای اندازه‌گیریِ قابل اتکاتر، سودمند تشخیص دهند. برای مثال، ممکن است این کار از طریق الزامی کردن افشا راجع‌به تفاوت بین عواید حاصل از فروش واقعی دارایی‌ها در سال‌های آینده و ارزشگذاری‌های مبتنی بر بازار و مدل‌ها در سال‌های گذشته انجام شود. این کار همچنین انگیزه‌ای برای مدیران محسوب می‌شود تا در تعیین مفروضات مورد استفاده در مدل‌ها بیش از حد جسورانه عمل نکنند. ممکن است روش‌های دیگری برای بررسی این اطلاعات قابل ارائه به سرمایه‌گذاران وجود داشته باشد.
شاید برخی مفسرین استدلال کنند که ارائه اطلاعات بر مبنای دو روش، استفاده‌کنندگان فعلی صورت‌های مالی را دچار گمراهی کند. به‌هرجهت سوابقی در این خصوص وجود دارد. افشا در مورد ارزش نهفته شرکت‌های بیمه عمر (در یادداشت‌های توضیحی) که برابر است با ارزش فعلی سودهای آتی به‌علاوه ارزش تعدیل شده خالص دارایی‌ها یک نمونه از این موارد است. این محاسبات توسط اکچوئر‌ها صورت می‌گیرد. محاسبات مزبور مستلزم استفاده از بهترین برآورد از تعداد بیمه‌گرانی که تا زمان سررسید بیمه‌نامه‌های خود را ادامه می‌دهند و تعدادی که بیمه‌نامه‌های خود را زودتر از سررسید واگذار می‌کنند، است.
این مبنا با صورت‌های مالی شرکت‌های بیمه مطابق استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی در تضاد است، زیرا مطابق استاندارد مزبور، حق بیمه‌های آتی در محاسبات لحاظ نمی‌شود. درحالی‌که به‌روشنی رویکرد استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی نسبت به رویکرد ارزش نهفته محدودتر است، اما اطلاعاتی راجع ‌به وضعیت شرکت در نتیجه معاملات گذشته به تاریخ ترازنامه ارائه می‌کند. احتمالا رویکرد اخیر در شکل‌گیری مبنایی برای پیش‌بینی‌های آتی و نیز ارائه اطلاعاتی درخصوص میزان تحقق پیش‌بینی‌های گذشته (شامل پیش‌بینی‌های مدیران) سودمند است.
تحلیل‌گران در گزارش ارزش نهفته سودمندی‌هایی همانند مبالغ گزارش شده مطابق استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی مشاهده کردند، زیرا آنها ارتباط مستقیم بیشتری با جریان‌های نقدی که بیمه‌گر انتظار دارد از محل دفاتر جاری بیمه‌نامه‌ها کسب کند، دارد. اما دقت کنید که آنها بیمه‌نامه‌های جدید مورد انتظار را شامل نمی‌شوند، در نتیجه جریان‌های نقدی مورد انتظار را به‌طور کامل منعکس نمی‌کنند. به‌هر جهت، در اندازه‌گیری این ارزش‌های مورد انتظار، قضاوت و ذهنیت‌گرایی زیادی وجود دارد. نه تنها ارزیابی بازده سرمایه‌گذاری‌های آتی (با توجه به استراتژی سرمایه‌گذاری آتی و شرایط بازار) براساس قضاوت‌های ذهنی است، بلکه تعیین نرخ‌ خاتمه بیمه‌نامه عمر به‌علت قصور در پرداخت حق بیمه نیز به‌همین صورت است.
یکی دیگر از حوزه‌های چالش‌برانگیز حسابداری که در طول بحران مالی کنونی به‌وجود آمده است، با بخش سنتی ترازنامه بانک‌ها یعنی تسهیلات اعطایی به شرکت‌ها، خریداران مسکن و دارندگان کارت‌های اعتباری در ارتباط است. قواعد ارزش جاری در مورد این دارایی‌ها مصداق ندارد و حسابداری آنها بر مبنای بهای تمام شده به کسر ذخیره زیان‌های اعتباری است. مطابق استانداردهای حسابداری، ذخیره زیان‌های اعتباری با استفاده از مدل زیان تحقق یافته محاسبه شود. براساس مدل مذکور، کاهش ارزش وام را تنها وقتی می‌توان شناسایی کرد که شواهد عینی درخصوص وقوع آن وجود داشته باشد. الزام شواهد عینی مطرح شد تا توانایی مدیران بانک‌ها را در اتخاذ تصمیمات قضاوتی راجع‌به مبلغ ذخیره زیان تسهیلات اعطایی کاهش دهد. اگر میزان ذهنیت‌گرایی در ارزیابی ذخایر زیاد باشد، ممکن است مدیران در سال‌های خوب ذخایر مورد نیاز را پنهان و در سال‌های بد از آن برای پوشش زیان استفاده کنند، و در نتیجه روند واقعی سودآوری را تغییر دهند.
برخی مفسرین این روش حسابداری را نامطلوب توصیف کرده‌اند، زیرا کاری چرخشی است و بنابراین پایداری مالی را خدشه‌دار می‌کند. به‌هر جهت حسابداری یک مکانیزم اندازه‌گیری است، بنابراین نباید تعجب شود که بانک‌ها در سال‌های رشد تسریعی تولید ناخالص داخلی سود بیشتر و در سال‌هایی که تولید ناخالص داخلی روند نزولی دارد، سود کمتری را گزارش کنند. انعطاف حسابداری در مقابل چرخه‌های اقتصادی وضعیت مطلوبی است، اما روشن نیست که بیشترین مزیت این انعطاف در چه نقطه‌ای ایجاد می‌شود؟
به تازگي کمیته استانداردهای حسابرسی جلسه‌ای با حضور ذینفعان تشکیل داد تا این مساله را بررسی و جایگزینی برای مدل زیان تحقق یافته (با نام ذخیره‌گیری پویا) مشخص کند. حمایت‌های شدیدی از تکمیل مدل زیان تحقق یافته با پیشنهاد ذخایر چرخه‌های اقتصادی به‌عمل آمد که در مقاله‌های مراجع خدمات مالی در پاسخ به بحران بانکی جهانی گزارش شد.ذخایر چرخه‌های اقتصادی بانک‌ها را ملزم به افشای این مساله می‌کند که مبالغ ذخایر اضافی که آنها ایجاد کرده‌اند، در آینده افزایش خواهد یافت تا امکان روند نزولی زیان‌هایی را که تاکنون تحقق نیافته است، فراهم کند. همچنین ذخایر چرخه‌های اقتصادی را می‌توان برای اشاره به این احتمال مورد استفاده قرار داد که کل سودهای غیرعملیاتی ناشی از ارزش‌های جاری در زمان رونق بازار ممکن است در آینده قابل تبدیل به وجوه نقد نباشد.
سخن پایانی
به‌طور کلی، حسابداری در مقابل فشارهای زیاد در سیستم مالی به خوبی مقاومت نموده است. اگرچه ادعاهایی مبنی بر نقش حسابداری در ایجاد بحران مالی وجود دارد، اما این فرضیه‌ها از حمایت‌های جدی برخوردار نمی‌باشد. میزان حمایت از این پیشنهاد که ما می‌توانیم با تغییر استانداردهای حسابداری مانع تکرار مشکلات شویم، نباید از حمایت‌هایی که درخصوص ادعاهایی از قبیل حل مشکل گرمایی جهانی با تغییر مقیاس‌های دماسنج‌ها وجود دارد، بیشتر باشد.

كارشناس ارشد شركت بورس اوراق بهادار تهران

روزنامه دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 22:44  توسط mostafa  | 

آشنایی با کمیته راهبردی مقابله با بحران

ندا بشيري
هیات تدوین استانداردهای بین‌المللی حسابداری (IASB) و هیات تدوین استانداردهای حسابداری آمریکا (FASB) با یکدیگر مشاركت دارند، تا به صورتی هماهنگ در سطح بین‌المللی، به بهبود استانداردهای گزارشگری مالی کمک كنند.


گروه مشاوره بحران‌های مالی یا کمیته راهبردی مقابله با بحران موسوم به (FCAG) از سوي IASB و FASB US براي رويارويي با بحران مالی اخیر در دنیا به وجود آمد و هدف آن مشاوره به هر دو هیات تدوین استانداردهای حسابداری آمریکا و هیات تدوین استانداردهای حسابداری بین‌المللی، در مورد نقش حسابداری طی دوره بحران، و همین طور تغییرات بالقوه آن است. اين گروه در جلساتی که برگزار کرده به این موافقت عمومي ‌رسیده که صورت‌های مالی نقش هدایت‌کننده و اصلی را برای تصمیم‌گیری در گستره وسیعی از خریداران سهام شرکت‌ها و اعتباردهندگان ایفا مي‌کند. همچنین این گروه توافق کردند كه ارائه صورت‌های مالی در قالب فرمت استاندارد XBRL نیز به گونه‌ای اثر‌بخش، دستیابی استفاده‌کنندگان به اطلاعات مالی را بهبود مي‌بخشد و صورت‌های مالی به تصمیم‌گیری آگاهانه سرمایه‌گذاران کمک مي‌کند.
با توجه به تعهدات این دو نهاد، موضوعات نوظهور مربوط به بحران جهانی به هر دو هیات مربوط مي‌شود. بنابراین این دو هیات یک گروه مشاوره‌ای را با استفاده از هدایت‌کنندگان عالی‌رتبه و دارای تجربه‌های بین‌المللی در زمینه بازارهای مالی تاسیس كرد که در زمینه بحران‌های مالی مساعدت لازم به بازارهای مالی را به عمل آورند. وظیفه اصلی این گروه مشاور که (کمیته راهبردی مقابله با بحران) نامیده مي‌شود، رایزنی و مشاوره با دو هیات تدوین استانداردهای حسابداری آمریکا و بین‌المللی در مورد تدوین استانداردهایی است که در وهله اول در بحران‌های مالی جهانی کاربرد داشته و در مرحله دوم تغییرات بالقوه در محیط جهانی را در نظر داشته باشد.
از شروع فعاليت این گروه كمتر از 6 ماه مي‌گذرد و در طول این مدت چندین نشست مشاوره‌ای را بر پا كرده است. ریاست این هیات نیز اکنون با «هروي گلداسميت» عضو عالی‌رتبه سابق کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده و «هنس هوگرورتس» از کمیسیون بازارهای مالی هلند است.
مناطق مورد هدف کمیته راهبردی مقابله با بحران اقتصادی
گروه مشاوران معمولا به این نکته توجه دارند که چگونه بهبود در گزارشگری مالی مي‌تواند در به دست آمدن اطمینان برای سرمایه‌گذاران در بازارهای مالی، به خصوص در هنگام بحران، کمک كند.
گروه مشاوران همچنین موضوعات عمده و ضروری حسابداری را که نیازمند توجه و رسیدگی سریع هیات تدوین استانداردهای بین‌المللی هستند را نيز شناسایی مي‌کند، البته این شناسایی برای مواردی که فوریت کمتری نیز دارند، صورت مي‌گیرد. به طور کلی مباحث و موضوعاتي که کمیته، تمركز خود را بر روي آن‌ها گذاشته، شامل موارد زير است:
1 - مشخص کردن موضوعاتی که در هنگام بحران‌های اعتباری جزو موارد مربوط و بااهمیت است و ضرورت رسیدگی به آن یا مواردی که از موضوعات غیر ضروری است و نیازی وجود ندارد که به سرعت به آنها رسیدگی شود.
2 - محدوده‌هایی که استانداردهای گزارشگری مالی مي‌تواند شفافیت بیشتری خلق كرده و به وسیله گزارشگری مالی بر اساس این استانداردها بتوان بحران را پیش‌بینی کرد یا با سرعت بیشتری به بحران واکنش نشان داد.
3 - موقعیت‌های اولویت داری که IASBو FASB باید در سایه بحران‌های اعتباری درباره آنها مطالعه کنند.
4 - موقعیت‌های بالقوه ای که نیاز به توجهات آینده IASBو FASB دارد، به اين دليل كه از بحران‌های آینده بازار دوري شود.
5 - هدایت جریان واکنش‌های گزارشگری مالی در مقابل بحران‌های اعتباری، به گونه‌ای که هدف عمومي‌گزارشگری مالی حتی در هنگام بحران‌های اقتصادی نیز تامین شده و به روند بهبود اثرات ناشی از بحران مساعدت كند و مخصوصا این کار برای نهادهای مالی انجام شود.
6 - یافتن ارتباط بین ارزش منصفانه و همین طور ارزش‌های منعکس شده در ترازنامه به بهای تاریخی با بحران‌های مالی جاری آن زمان قبل و چه در حين زماني كه بحران جریان دارد در واقع کمیته مي‌خواهد بررسی كند که آیا نوع انعکاس ارزش‌ها در ترازنامه باعث شده بازارها به سمت بحران پیش رود یا نه؟
گروه کمیته راهبردی مقابله با بحران با ریاست 2 نفر، یکی از اروپا و یکی از آمریکای‌شمالی اداره مي‌شود. این کمیته متشکل از حدود 20 نفر با تجربه بین‌المللی در زمینه اقتصاد و امور مالی است که در بازارهای مالی کار کرده و از طرفی دارای صلاحیت کافی در زمینه شفافیت گزارشگری اطلاعات مالی باشند. همچنین بنا به نیاز کمیته، گروه‌های مشاوره‌ای فرعی نیز برای این کمیته اصلی، تشکیل خواهد شد که ممکن است به موضوعات گوناگونی مرتبط باشد.
یکی از مهمترین کارهایی که این کمیته مي‌کند؛ اطلاع رسانی درخصوص نتیجه تحقیقات و گزارش اوضاع بحران و آموزش در این زمینه است. این کمیته اقدام به برگزاری جلسات عمومي ‌و بعضا خصوصی با صلاحدید کمیته مي‌كند که به صورت چرخشی در نیویورک و لندن برگزار مي‌شود.
برای اطلاع‌رسانی بیشتر در این کمیته نیز از امکانات کنفرانس ویدیویی ماهواره‌ای استفاده مي‌شود تا در اقصی نقاط جهان افراد مجاز، قادر به شرکت در آن باشند و اطلاع‌رسانی به گونه ای گسترده تر انجام پذیرد.
در حال حاضر اعضای دائمي‌این کمیته را 5 نفر آمریکایی، شامل نائب‌ريیس فدرال رزرو و صندوق‌های سرمایه‌گذاری بازنشستگی، کمیسیون اوراق بهادار، کمیسیون حسابداران رسمي‌ و ... تشكيل مي‌دهند همچنين يك نفر از آرژانتین، یک نفر از نیوزلند، يك نفر از طرف انجمن بیمه‌گران انگلستان، دو نفر ژاپن، يك نفر از بانک ملی هند، یک نفر از كامرز بانك آلمان، یک نفر از آفریقای جنوبی، یک نفر از وزارت دارایی ایتالیا، فرانسه و یک نفر به نمایندگی از بانک مرکزی اروپا نيز ساير اعضاي اين كميته هستند.
(دانشجوي دكتراي اقتصاد بين‌الملل و سرپرست بورس قزوين)
www.n-bashiri.comروزنامه دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 22:43  توسط mostafa  | 

آموزش فارکس-4

مفاهیم فارکس

احسان حاجي
1) بروکر (Broker): شرکت‌های بین‌المللی که به عنوان کارگزار نقش واسط بین بانک‌ها و معامله‌گران حقیقی و حقوقی را دارند؛ بروکر نام دارند.


بروکر‌ها در ازای دریافت کارمزد وظیفه ارائه خدمات و تسهیلات لازم به معامله‌گران جهت حضور و فعالیت در بازار‌های مالی را دارند.
2) جفت ارز: منظور از جفت ارز مثلا EUR/USD اين است كه شما قصد تبديل يكي از اين ارزها به ديگري را دارید. خرید نسبت یورو به ‌دلار يعني شما يورو مي‌خريد و در ازای آن ‌دلار پرداخت می‌کنید. بنابر این در صورت بالا رفتن ارزش یوروی اروپا نسبت به‌دلار آمریکا شما سود خواهید کرد. به این صورت که در پايان معامله، يورويی را كه خريده بودید به فروش مي‌رسانيد ودر ازای آن‌دلار بيشتري دريافت مي‌كنيد. فروش یورو نسبت به‌دلار (SELL EUR/USD) هم يعني شما يوروی اروپا را مي‌فروشيد و در ازای آن‌دلار دریافت می‌کنید. سپس هنگامی که ارزش یورو نسبت به‌دلار كم شد آن را دوباره مي‌خريد و سود مي‌كنيد. یعنی ارز یا کالای x را اول می‌فروشید بعد می‌خرید و به حالت اول باز می‌گردید. بدیهی است در صورتی که معامله‌گر زوج ارزی را فروخته باشد (SELL) در صورت افزایش نرخ آن زوج ارز ضرر خواهد کرد و به همین ترتیب در صورت خرید و سپس کاهش قیمت، زیان شامل حال او خواهد شد.
3) PiP يا Point: كمترين ميزان تغيير نرخ زوج‌ ارز و یا به عبارتی دیگر واحد تغییرات قیمت زوج ارز است.
مثال:
يك پيپ جابه‌جايي
4) Bid rate: قيمت خرید بانک از معامله‌گر یا نرخ عرضه معامله‌گر به بازار است.
5) Ask rate: قيمت فروش بانک به معامله‌گر یا نرخ تقاضای معامله‌گر از بازار است.
6) Spread: تفاوت بین نرخ خرید و نرخ فروش یک زوج ارز یا کالا را اسپرد می‌نامند که این تفاوت قیمت عملا سود یا زیان کارگزار است؛ بنابراين در هر لحظه دو قيمت براي هر زوج ارز ارائه مي‌شود.
7) Lot: واحد خرید و فروش در بازار را لات می‌گویند که از نظر مقداری یک لات استاندارد برابر است با یکصد‌هزار واحد.
یعنی اگر ما درخواست خرید یک لات از زوج ارز پوند به‌دلار را در قیمت 1.8595 به بروکر بدهیم به این معنا است که ما می‌خواهیم تعداد یکصد‌هزار پوند را خریداری و در ازای آن 185950‌دلار پرداخت كنيم. واحد‌های کوچک‌تر برای معاملات عبارتند از مینی لات و میکرو لات.

به همان ترتیب یک مینی لات (mini lot) یا 1/0 لات برابر است با 10000 واحد و یک میکرو لات(micro lot) یا 0.01 لات برابر است با 1000 واحد.

مفاهیم فارکس
8) پوزیشن (position): هر معامله خریدی (BUY) در نهایت با فروش به اتمام می‌رسد و هر معامله فروشی (SELL) در نهایت با یک خرید. هر زمان کالا یا زوج ارزی مي‌خريد بايد زماني ديگر آن را بفروشيد و یا اگر کالايی را فروخته‌اید (sell) باید پس از مدتی (هر زمان به تشخیص معامله‌گر) آن را بخرید تا سود يا ضرر كنيد! پس در هر معامله‌اي شما در حقيقت وارد يك موقعيت مي‌شويد، یک موقعیت خرید یا فروش و در پايان از آن بايد خارج شويد!


در بازار فارکس اصطلاحا به انجام یک معامله خرید «باز کردن موقعیت خرید» یا «open buy position» و به انجام یک معامله فروش «باز کردن موقعیت فروش» و یا «open sell position» گفته می‌شود.
9) Margin: به میزان پرداخت مشتری (معامله‌گر) به کارگزار جهت انجام یک معامله اصطلاحا مارجین گفته می‌شود. به عنوان مثال در خرید یک لات استاندارد از زوج ارز یورو به‌دلار در قیمت 1.3580 ما باید 135800‌دلار پرداخت کنیم تا 100هزار یورو دریافت کنیم. به میزان پرداخت ما یعنی 135800‌دلار مارجین گفته می‌شود.
10) Leverage: در توضیحات مربوط به مارجین متوجه شدیم که به عنوان مثال براي یک معامله یک لاتی بر روی زوج ارز یورو به‌دلار ما احتياج به 135800$ داريم كه اين مقدار به طور نسبي مبلغ زيادي بوده و هر كس قادر به پرداخت آن نيست. در سیستم مالی موجود بین كارگزاران و بانک‌ها و به تبع آن بین کارگزار و معامله‌گر امکانی وجود دارد که بر اساس آن معامله‌گر می‌تواند جهت انجام معاملات خود مبالغی به مراتب کمتر از میزان واقعی معاملات (Margin) به بروکر پرداخت كند. این میزان گاها به يك‌‌درصد یا 5/0‌درصد میزان مارجین واقعی مورد نیاز جهت انجام معاملات می‌رسد. یعنی جهت انجام خرید یک لاتی (100000 واحدی) یورو به‌دلار به جای پرداخت 135800‌دلار به عنوان مارجین یک‌درصد آن یعنی 1358‌دلار از حساب معامله‌گر کسر و یک لات معامله خرید برای ایشان باز خواهد شد. در این صورت مارجین به عنوان يك سپرده قرض‌الحسنه براي تضمين ضرر و زيان كلي حساب خواهد بود. كارگزاران داراي قابليت‌هاي مديريت مرزي هستند و در صورتي كه ميزان سرمايه زير شرايط مرزي قرار گيرد ميز معامله واسطه كليه پوزيشن‌هاي باز را خواهد بست كه اين كار از سقوط حساب مشتري به تعادل منفي حتي زماني كه بازار داراي حركتي بسيار سريع باشد ممانعت مي‌كند.
11) بالانس (Balance): میزان سرمایه و موجودی اولیه سرمایه گذار بالانس نامیده می‌شود.
12) ایکوئیتی (equity): میزان سرمایه و موجودی فعلی
سرمایه گذار در شرایطی که یک یا چند معامله باز وجود داشته باشد ایکوئیتی نام دارد. در حقیقت: بالانس اولیه + میزان سود یا ضرر معاملات باز = ایکوئیتی.

*www.irfx.ir

دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 19:4  توسط mostafa  | 

اموزش فارکس 3

آشنايي با فاركس

احسان حاجي *
فارکس در حقیقت بازار مبادلات ارزهای رایج دنیا است که بین بانک‌ها در جریان است. همانطور كه در شکل زیر می‌بینید بازار فارکس یکی از انواع بازارهای مالی الکترونیکی است که حدودا‌گردشی روزانه معادل 3 تریلیون‌دلار دارد.


بازیگران اصلی بازار بانک‌ها هستند که مبادلات از طریق آنها انجام می‌شود. برای توضیح بیشتر می‌توان بازارهای بورس محلی را به یک سفره یا یک میز بزرگ تشبیه کرد که کلیه مبادلات روی آن میز انجام می‌پذیرد. حال صندلی‌های اطراف این میز متعلق به افرادی است که تنها آنها اجازه دسترسی به بازار را دارند که اصطلاحا کارگزار یا بروکر نامیده می‌شوند.
در بازار‌های الکترونیکی نیز شرایط به همین صورت است. یعنی کلیه مبادلات از طریق بانک‌ها (شامل بانک‌های مرکزی و بانک‌های سرمایه‌گذاري یا تجاری) و البته مابین آنها انجام می‌شود. در مرحله بعد بروکرها قرار دارند که ارتباط بین معامله‌گران و بانک‌ها را برقرار می‌کنند. به این صورت سرمایه‌های کوچک شرکت‌ها، موسسات یا حتی افراد عادی از قبیل ما و شما که می‌خواهیم وارد بازار شویم و معامله‌ای داشته باشیم از طریق بروکرها جمع‌آوری شده و به صورت یکجا و با ارقام بزرگ‌تر به بانک منتقل می‌شود.
معامله ارز به معني خريد همزمان يك ارز و فروش ارزي ديگر است و همواره به صورت دو تايي معامله مي‌شود.
مثال: يورو‌ / دلار (EUR/USD)
مركز اصلي بازار ارز، بين بانك‌ها است و به صورت زير تقسيم مي‌شود:
بانك مركزي (Centeral bank)،
بانك‌هاي سرمايه‌گذاري (Investor bank)،
موسسات مالي بزرگ،
بيمه‌ها (fands)،
كارگزاران (brokers)،
معامله‌‌گران كوچك (Traders)
بازار ارز چه زماني براي انجام معاملات باز مي‌شود؟
بازار تجارت ارز يك بازار 24 ساعته است كه هر روز با گشايش بازار نيوزلند آغاز و با شروع روز كاري در هر مركز مالي در سراسر دنيا ادامه مي‌يابد. در ابتدا نيوزلند- سپس سيدني - توكيو- هنگ كنگ- سنگاپور- بحرين- فرانكفورت- لندن- نيويورك- شيكاگو و حدود نيم ساعت قبل از بسته شدن بازار شيكاگو روز جديد در نيوزلند شروع مي‌شود.
زمان‌هاي باز و بسته شدن بازارهای مهم و تاثیرگذار بر قیمت‌ها به وقت‌گرينويچ
(GMT) به این‌صورت است.
- توكيو: باز شدن بازار: 0:00 صبح بسته شدن بازار: 9:00
- اروپا: باز شدن بازار: 7:00 صبح بسته شدن بازار: 17:00
- لندن: باز شدن بازار: 8:00 صبح بسته شدن بازار: 17:00
نيويورك باز شدن بازار: 13:00
*www.irfx.ir

ویژگی‌های بازار فارکس
1. بازار فارکس هیچ مکان فیزیکی خاصی ندارد. پس سالن معاملات شما، مغازه تجاری و دفتر کارتان در همین کامپیوتر یا لپ‌تاپی که در اختیار دارید، خلاصه می‌شود.


2. بازار فارکس به‌صورت 24 ساعته است، بنابراين فرصت‌های بیشتری را جهت حضور و معامله در بازار فراهم می‌آورد.
3. در بازار فارکس در لحظه می‌توان هم خرید و هم فروش انجام داد، یعنی در دو جهت بازار مي‌توان سود برد؛ ولي در بازارهای دیگر فقط مي‌توان از بالا رفتن قیمت سود‌گرفت.
4. به دلیل وجود عاملی به نامleverage یا اهرم، تا چندین برابر سرمایه اولیه می‌توان نسبت به خرید یا فروش کالا یا ارز اقدام كرد.
5. در فاركس به دلیل این موضوع که شما تمامی بهای کالا یا ارز مورد نظر را نمی پردازید، اگر چه شما خريد و فروش مي‌كنيد ولي مالك آن نيستيد.
6. در فاركس هيچ وقت يك ارز به تنهايي قيمت‌گذاري نمي‌شود (همیشه قیمت یک ارز نسبت به یک ارز دیگر سنجیده می‌شود).
7. در فارکس به دلیل نقد شوندگی بالا، عملا نیازی به پیدا کردن خریدار یا فروشنده برای انجام معامله وجود ندارد.
تمام تغييرات لحظه‌اي در هر بروكري بر روي نمودار
زمان- قيمت رسم مي‌شود، نمودار افقي را Time (زمان) مي‌گويند و نمودار عمودي را در بورس Price و در فاركس Rate مي‌نامند. در فاركس از جفت ارز استفاده مي‌شود، یعنی هميشه دو ارز متفاوت را بر هم تقسيم مي‌كنيم كه به‌صورت كسر نشان داده و به آن Rate مي‌گويند.
مثال: معمولا ارزي كه در صورت مي‌نويسند، ارز پايه يا اصلي گفته مي‌شود و ارزي كه در مخرج كسر نوشته مي‌شود، ارز فرعي يا متقابل گفته مي‌شود.

بالا و پايين رفتن قيمت (Rate) بيانگر بالا و پايين رفتن ارز اصلي نسبت به ارز پايه است و با پايين آمدن ارز اصلي در حقيقت قیمت تقويت مي‌شود. همچنین قوی شدن ارز فرعی نیز باعث نزول قیمت و تضعیف ارز فرعی باعث رشد قیمت زوج ارز خواهد شد.

خرید و فروش در بازار

متوجه شدیم که ما در بازار فارکس ارز رایج کشور‌های مختلف را با هم مبادله می‌کنیم. یعنی ارز یک کشور که دارای یک اقتصاد مستقل و یک نرخ بهره مختص به خود است را با یک ارز دیگر که می‌تواند دارای نرخ بهره و اقتصاد کاملا متفاوتی باشد جابه‌جا می‌کنیم.


با یک مثال ساده فرآیند خرید و فروش در بازار را مرور می‌کنیم. فرض کنید پس از تحلیل و بررسی‌های کافی در بازار، وضع اقتصادی در کشورهای اروپايی را رو به بهبود پیش‌بینی می‌کنید و لذا انتظار افزایش ارزش یورو پول واحد اروپا را دارید. از طرفی پس از بررسی و مقایسه اقتصادی کشورهای مختلف، ایالات متحده را دارای وضعیت نابسامان افتصادی و ارزش‌دلار را در آینده رو به کاهش پیش‌بینی می‌کنید.
در این حالت بهترین گزینه خرید زوج ارز یورو به‌دلار خواهد بود (buy eur/usd). توجه داشته باشید افزایش نرخ این زوج ارز می‌تواند به دلایل مختلف صورت پذیرد.
افزایش ارزش یورو به تنهايی، کاهش ارزش‌دلار به تنهايی و یا هر دو تواما می‌تواند نرخ eur/usd را افزایش دهد.
فرضا نرخ بازار در زمان مبادله 1.3650 است و ما حجم یک مینی لات (ده‌هزار واحد) را برای این مبادله ساده بین دو واحد پولی یورو و‌دلار آمریکا انتخاب می‌کنیم.
در این حالت ما با معامله buy 0.1 lot eur/usd خرید ده‌هزار واحد یورو در ازای پرداخت 13650‌دلار (rate:1.3650) را داده‌ایم. هر معامله‌اي كه مي‌كنيم بايد يك زماني از آن خارج شويم! يعني وقتي چيزي مي‌خريم بايد زماني ديگر بفروشيم تا سود يا ضرر كنيم! زمان باز بودن پوزيشن محدوديت ندارد و با توجه به تحلیل خود از بازار و زمان مناسب برای خروج از بازار مي‌توانيم ماه‌ها در يك پوزيشن خرید یا فروش باقي بمانيم يا در عرض چند ثانيه از آن خارج شويم.
پس از این خرید ما صبر می‌کنیم تا قیمت به نرخ 1.3700 برسد که در حقیقت بازار 50 پیپ افزایش یافته است . اگر ما در این نرخ جدید اصطلاحا پوزیشن خرید خود را ببندیم (close position at price: 1.3700) عملا ده‌هزار یورويی که خرید کرده بودیم، به بازار برگردانده و معادل‌دلاری آن در نرخ جدید یعنی 13700‌دلار را دریافت می‌کنیم. خوب می‌بینید که در این معامله خرید با افزایش 50 پیپی بازار ما 50‌دلار سود کسب کردیم. در نتیجه در معاملات مینی (0.1 lot) ارزش تقریبی هر پیپ کاهش یا افزایش بازار برابر یک‌دلار زیان یا سود معامله‌گر است.
به همین ترتیب در معاملات استاندارد ( 1 standard lot) ارزش تقریبی هر پیپ افزایش یا کاهش قیمت معادل ده‌دلار سود یا زیان و در معاملات میکرو ( 0.01 lot) ارزش تقریبی هر پیپ معادل 1/0‌دلار خواهد بود.


مارجین کال (margin call)

همانطور که گفته شد عملا میزان مارجین پرداخت شده به بروکر به عنوان وجه تضمینی به کار می‌رود تا مشتری هیچ گاه بیشتر از سرمایه اولیه زیان نکند. در معاملات زیان ده هر گاه میزان زیان مشتری به حد مرزی برسد بروکر معامله مشتری را به‌طور خودکار بسته و میزان مارجین پرداخت شده قبلی بابت آن معامله را به حساب باز می‌گرداند. در اکثر بروکر‌ها این حد مرزی رسیدن margin level به عدد 20 در صد است. مارجین لول از نسبت تقسیم equity به margin به دست می‌آيد.


سواپ (swap)
روشن است که ما طی معاملات تجاری در بازار فارکس، ارز‌های رایج کشور‌های مختلف با نرخ‌های بهره متفاوت را باهم جابه‌جا می‌کنیم. در معامله buy aud/usd ارز رایج کشور استرالیا که دارای نرخ بهره بانکی سالانه 3‌درصد است را می‌گیریم و در ازای آن ارز رایج ایالات متحده که دارای نرخ بهره بانکی سالانه 25/0‌درصد است می‌دهیم. خوب در این حالت اگر معامله را تا یک سال آینده نگه داریم 2.75‌درصد بهره سالانه بانکی به ما تعلق‌گرفته و به حساب ما اضافه خواهد شد(که در صورت معامله sell این میزان از حساب ما کسر می‌شد).
بانک‌ها و بروکر‌ها برای تسویه حساب روزانه معاملات خود میزان بهره یک روز را (در این مثال 75/2‌درصد/ 365) محاسبه و از حساب مشتری کسر یا به آن اضافه می‌کنند. پس در حقیقت اگر ما یک پوزیشن باز داشته باشیم و ساعت به وقت بروکر از 12 نیمه شب بگذرد میزان نرخ بهره شبانه (swap) از حساب ما کسر یا به آن اضافه مي‌شود.
قابل ذکر است به دلیل حساسیت ایرانی‌ها و مسلمانان به مسائل مذهبی و شرعی که در آن بهره امری مذموم شمرده شده است، اغلب بروکرهای طرف قرارداد با مسلمانان این امکان را فراهم ساخته‌اند تا حساب‌های بدون نرخ بهره شبانه (free swap) به معامله‌گران ایرانی و مسلمانان ارائه داده تا از این طریق بازار گسترده معامله‌گران خاورمیانه را از دست ندهند.
در پایان این بخش نماد تجاری برخی از ارز‌های رایج دنیا را می‌بینید: یورو اروپا EUR،‌دلار آمریکا USD ،ین ژاپن JPY، ‌دلار کانادا CAD،‌دلار استرالیا AUD،‌دلار نیوزلند NZD، پوند انگلستان GBP، فرانک سوئیس CHF.

خوانندگان‌گرامی می‌توانند برای تمرین و آشنايی بیشتر چندین نمونه از نرم‌افزار‌های معاملاتی مربوط به بروکرهای مختلف را به‌طور رایگان از آدرس www.irfx.ir دریافت كرده و پس از نصب بر روی کامپیوتر خود نصب كنند.

آشنایی با نرم‌افزار معاملاتی
نرم‌افزار معاملاتی(Platform)
براي ارتباط معامله‌گر با كارگزار (broker) از طریق شبکه اینترنت نياز به نرم‌افزاري است كه بتواند اطلاعات مورد نياز معامله‌گر از قبیل قیمت‌ها، آخرین نوسانات‌، صورتحساب مشتری، نمودارها و اخبار را تامين و سفارش‌هاي معاملاتی معامله‌گر را به كارگزار و بازار انتقال دهد.


از ابتداي آغاز معاملات از طریق اینترنت تاکنون نرم‌افزارهاي معاملاتی متنوعي طراحي شده و كارگزاران مختلفي از آنها استفاده كرده‌اند. به مرور زمان نسخه‌های جديدتري نیز طراحی شده است كه ضمن دارا بودن ابزار‌ها و امکانات جدید ضعف‌هاي نسخه‌هاي قبلي را نداشته و ساده‌تر هستند. البته شما با انتخاب یک كارگزار جهت انجام معاملات از طریق اینترنت نیاز به استفاده از نرم‌افزار ارائه شده از سوی همان کارگزار هستيد.
نرم‌افزار معاملاتی متا تریدر (Meta Trader) یکی از متداولترین نرم‌افزارهای مورد استفاده کارگزاری‌ها است و از سهولت استفاده بیشتری نسبت به نرم‌افزارهاي ديگر برخوردار است.
معرفی نرم‌افزار معاملاتی Meta Trader
این پلت فرم دیر بازیست که در ایران و سایر نقاط جهان به عنوان یک نرم‌افزار مورد قبول که به اکثر نیازهای یک معامله‌گر پاسخ می‌دهد در جهت ارتباط با کارگزار و انجام معاملات مورد استفاده قرار می‌گیرد. به هرحال در این بخش تلاش شده تا نحوه استفاده از آخرین نسخه این نرم‌افزار (MetaTrader 4) به شکل ساده‌ای توضیح داده شود.
برخی از مزایای این نرم‌افزار بدین شرح است:
1) ارائه نمودار قيمت‌هاي واقعي بازار به‌صورت زنده (Real Time) به‌علاوه کلیه امکانات و ابزارهايی که یک معامله‌گر برای تحلیل تکنیکال بازار بدان نیازمند است. از جمله ابزارهای تشخیص و ترسیم انواع خطوط، روندها، اندیکاتورها و دیگر تئوری‌های اثبات شده.
2) حجم کم نرم‌افزار جهت بارگذاری، نصب ساده و سريع و بدون نیاز به اینترنت پرسرعت جهت دریافت اطلاعات.
3) قابلیت اجرای معاملات در سریع‌ترین زمان ممکن.
4) طراحی حرفه‌ای اما در عین حال ساده و دسترسی کاربر به تمام امکانات مورد نیاز در کمترین زمان (user friendly).
5) دسترسی (Off Line) به نمودارهای ثبت شده قبلي بازار بدون نیاز به اینترنت و حتی در ایام تعطیل بازار.
6) استفاده بسیاری از کارگزاران بازار‌های ارز، کالا و سهام از این پلت فرم معامله در سرتاسر دنیا.

www.irfx.ir*

دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 18:53  توسط mostafa  | 

آشنايي با فاركس 2

احسان حاجي *
فارکس در حقیقت بازار مبادلات ارزهای رایج دنیا است که بین بانک‌ها در جریان است. همانطور كه در شکل زیر می‌بینید بازار فارکس یکی از انواع بازارهای مالی الکترونیکی است که حدودا‌گردشی روزانه معادل 3 تریلیون‌دلار دارد.

بازیگران اصلی بازار بانک‌ها هستند که مبادلات از طریق آنها انجام می‌شود. برای توضیح بیشتر می‌توان بازارهای بورس محلی را به یک سفره یا یک میز بزرگ تشبیه کرد که کلیه مبادلات روی آن میز انجام می‌پذیرد. حال صندلی‌های اطراف این میز متعلق به افرادی است که تنها آنها اجازه دسترسی به بازار را دارند که اصطلاحا کارگزار یا بروکر نامیده می‌شوند.
در بازار‌های الکترونیکی نیز شرایط به همین صورت است. یعنی کلیه مبادلات از طریق بانک‌ها (شامل بانک‌های مرکزی و بانک‌های سرمایه‌گذاري یا تجاری) و البته مابین آنها انجام می‌شود. در مرحله بعد بروکرها قرار دارند که ارتباط بین معامله‌گران و بانک‌ها را برقرار می‌کنند. به این صورت سرمایه‌های کوچک شرکت‌ها، موسسات یا حتی افراد عادی از قبیل ما و شما که می‌خواهیم وارد بازار شویم و معامله‌ای داشته باشیم از طریق بروکرها جمع‌آوری شده و به صورت یکجا و با ارقام بزرگ‌تر به بانک منتقل می‌شود.
معامله ارز به معني خريد همزمان يك ارز و فروش ارزي ديگر است و همواره به صورت دو تايي معامله مي‌شود.
مثال: يورو‌ / دلار (EUR/USD)
مركز اصلي بازار ارز، بين بانك‌ها است و به صورت زير تقسيم مي‌شود:
بانك مركزي (Centeral bank)،
بانك‌هاي سرمايه‌گذاري (Investor bank)،
موسسات مالي بزرگ،
بيمه‌ها (fands)،
كارگزاران (brokers)،
معامله‌‌گران كوچك (Traders)
بازار ارز چه زماني براي انجام معاملات باز مي‌شود؟
بازار تجارت ارز يك بازار 24 ساعته است كه هر روز با گشايش بازار نيوزلند آغاز و با شروع روز كاري در هر مركز مالي در سراسر دنيا ادامه مي‌يابد. در ابتدا نيوزلند- سپس سيدني - توكيو- هنگ كنگ- سنگاپور- بحرين- فرانكفورت- لندن- نيويورك- شيكاگو و حدود نيم ساعت قبل از بسته شدن بازار شيكاگو روز جديد در نيوزلند شروع مي‌شود.
زمان‌هاي باز و بسته شدن بازارهای مهم و تاثیرگذار بر قیمت‌ها به وقت‌گرينويچ
(GMT) به این‌صورت است.
- توكيو: باز شدن بازار: 0:00 صبح بسته شدن بازار: 9:00
- اروپا: باز شدن بازار: 7:00 صبح بسته شدن بازار: 17:00
- لندن: باز شدن بازار: 8:00 صبح بسته شدن بازار: 17:00
نيويورك باز شدن بازار: 13:00
*www.irfx.ir

ویژگی‌های بازار فارکس
1. بازار فارکس هیچ مکان فیزیکی خاصی ندارد. پس سالن معاملات شما، مغازه تجاری و دفتر کارتان در همین کامپیوتر یا لپ‌تاپی که در اختیار دارید، خلاصه می‌شود.

2. بازار فارکس به‌صورت 24 ساعته است، بنابراين فرصت‌های بیشتری را جهت حضور و معامله در بازار فراهم می‌آورد.
3. در بازار فارکس در لحظه می‌توان هم خرید و هم فروش انجام داد، یعنی در دو جهت بازار مي‌توان سود برد؛ ولي در بازارهای دیگر فقط مي‌توان از بالا رفتن قیمت سود‌گرفت.
4. به دلیل وجود عاملی به نامleverage یا اهرم، تا چندین برابر سرمایه اولیه می‌توان نسبت به خرید یا فروش کالا یا ارز اقدام كرد.
5. در فاركس به دلیل این موضوع که شما تمامی بهای کالا یا ارز مورد نظر را نمی پردازید، اگر چه شما خريد و فروش مي‌كنيد ولي مالك آن نيستيد.
6. در فاركس هيچ وقت يك ارز به تنهايي قيمت‌گذاري نمي‌شود (همیشه قیمت یک ارز نسبت به یک ارز دیگر سنجیده می‌شود).
7. در فارکس به دلیل نقد شوندگی بالا، عملا نیازی به پیدا کردن خریدار یا فروشنده برای انجام معامله وجود ندارد.
تمام تغييرات لحظه‌اي در هر بروكري بر روي نمودار
زمان- قيمت رسم مي‌شود، نمودار افقي را Time (زمان) مي‌گويند و نمودار عمودي را در بورس Price و در فاركس Rate مي‌نامند. در فاركس از جفت ارز استفاده مي‌شود، یعنی هميشه دو ارز متفاوت را بر هم تقسيم مي‌كنيم كه به‌صورت كسر نشان داده و به آن Rate مي‌گويند.
مثال: معمولا ارزي كه در صورت مي‌نويسند، ارز پايه يا اصلي گفته مي‌شود و ارزي كه در مخرج كسر نوشته مي‌شود، ارز فرعي يا متقابل گفته مي‌شود.

بالا و پايين رفتن قيمت (Rate) بيانگر بالا و پايين رفتن ارز اصلي نسبت به ارز پايه است و با پايين آمدن ارز اصلي در حقيقت قیمت تقويت مي‌شود. همچنین قوی شدن ارز فرعی نیز باعث نزول قیمت و تضعیف ارز فرعی باعث رشد قیمت زوج ارز خواهد شد.

خرید و فروش در بازار

متوجه شدیم که ما در بازار فارکس ارز رایج کشور‌های مختلف را با هم مبادله می‌کنیم. یعنی ارز یک کشور که دارای یک اقتصاد مستقل و یک نرخ بهره مختص به خود است را با یک ارز دیگر که می‌تواند دارای نرخ بهره و اقتصاد کاملا متفاوتی باشد جابه‌جا می‌کنیم.

با یک مثال ساده فرآیند خرید و فروش در بازار را مرور می‌کنیم. فرض کنید پس از تحلیل و بررسی‌های کافی در بازار، وضع اقتصادی در کشورهای اروپايی را رو به بهبود پیش‌بینی می‌کنید و لذا انتظار افزایش ارزش یورو پول واحد اروپا را دارید. از طرفی پس از بررسی و مقایسه اقتصادی کشورهای مختلف، ایالات متحده را دارای وضعیت نابسامان افتصادی و ارزش‌دلار را در آینده رو به کاهش پیش‌بینی می‌کنید.
در این حالت بهترین گزینه خرید زوج ارز یورو به‌دلار خواهد بود (buy eur/usd). توجه داشته باشید افزایش نرخ این زوج ارز می‌تواند به دلایل مختلف صورت پذیرد.
افزایش ارزش یورو به تنهايی، کاهش ارزش‌دلار به تنهايی و یا هر دو تواما می‌تواند نرخ eur/usd را افزایش دهد.
فرضا نرخ بازار در زمان مبادله 1.3650 است و ما حجم یک مینی لات (ده‌هزار واحد) را برای این مبادله ساده بین دو واحد پولی یورو و‌دلار آمریکا انتخاب می‌کنیم.
در این حالت ما با معامله buy 0.1 lot eur/usd خرید ده‌هزار واحد یورو در ازای پرداخت 13650‌دلار (rate:1.3650) را داده‌ایم. هر معامله‌اي كه مي‌كنيم بايد يك زماني از آن خارج شويم! يعني وقتي چيزي مي‌خريم بايد زماني ديگر بفروشيم تا سود يا ضرر كنيم! زمان باز بودن پوزيشن محدوديت ندارد و با توجه به تحلیل خود از بازار و زمان مناسب برای خروج از بازار مي‌توانيم ماه‌ها در يك پوزيشن خرید یا فروش باقي بمانيم يا در عرض چند ثانيه از آن خارج شويم.
پس از این خرید ما صبر می‌کنیم تا قیمت به نرخ 1.3700 برسد که در حقیقت بازار 50 پیپ افزایش یافته است . اگر ما در این نرخ جدید اصطلاحا پوزیشن خرید خود را ببندیم (close position at price: 1.3700) عملا ده‌هزار یورويی که خرید کرده بودیم، به بازار برگردانده و معادل‌دلاری آن در نرخ جدید یعنی 13700‌دلار را دریافت می‌کنیم. خوب می‌بینید که در این معامله خرید با افزایش 50 پیپی بازار ما 50‌دلار سود کسب کردیم. در نتیجه در معاملات مینی (0.1 lot) ارزش تقریبی هر پیپ کاهش یا افزایش بازار برابر یک‌دلار زیان یا سود معامله‌گر است.
به همین ترتیب در معاملات استاندارد ( 1 standard lot) ارزش تقریبی هر پیپ افزایش یا کاهش قیمت معادل ده‌دلار سود یا زیان و در معاملات میکرو ( 0.01 lot) ارزش تقریبی هر پیپ معادل 1/0‌دلار خواهد بود.


مارجین کال (margin call)

همانطور که گفته شد عملا میزان مارجین پرداخت شده به بروکر به عنوان وجه تضمینی به کار می‌رود تا مشتری هیچ گاه بیشتر از سرمایه اولیه زیان نکند. در معاملات زیان ده هر گاه میزان زیان مشتری به حد مرزی برسد بروکر معامله مشتری را به‌طور خودکار بسته و میزان مارجین پرداخت شده قبلی بابت آن معامله را به حساب باز می‌گرداند. در اکثر بروکر‌ها این حد مرزی رسیدن margin level به عدد 20 در صد است. مارجین لول از نسبت تقسیم equity به margin به دست می‌آيد.

سواپ (swap)
روشن است که ما طی معاملات تجاری در بازار فارکس، ارز‌های رایج کشور‌های مختلف با نرخ‌های بهره متفاوت را باهم جابه‌جا می‌کنیم. در معامله buy aud/usd ارز رایج کشور استرالیا که دارای نرخ بهره بانکی سالانه 3‌درصد است را می‌گیریم و در ازای آن ارز رایج ایالات متحده که دارای نرخ بهره بانکی سالانه 25/0‌درصد است می‌دهیم. خوب در این حالت اگر معامله را تا یک سال آینده نگه داریم 2.75‌درصد بهره سالانه بانکی به ما تعلق‌گرفته و به حساب ما اضافه خواهد شد(که در صورت معامله sell این میزان از حساب ما کسر می‌شد).
بانک‌ها و بروکر‌ها برای تسویه حساب روزانه معاملات خود میزان بهره یک روز را (در این مثال 75/2‌درصد/ 365) محاسبه و از حساب مشتری کسر یا به آن اضافه می‌کنند. پس در حقیقت اگر ما یک پوزیشن باز داشته باشیم و ساعت به وقت بروکر از 12 نیمه شب بگذرد میزان نرخ بهره شبانه (swap) از حساب ما کسر یا به آن اضافه مي‌شود.
قابل ذکر است به دلیل حساسیت ایرانی‌ها و مسلمانان به مسائل مذهبی و شرعی که در آن بهره امری مذموم شمرده شده است، اغلب بروکرهای طرف قرارداد با مسلمانان این امکان را فراهم ساخته‌اند تا حساب‌های بدون نرخ بهره شبانه (free swap) به معامله‌گران ایرانی و مسلمانان ارائه داده تا از این طریق بازار گسترده معامله‌گران خاورمیانه را از دست ندهند.
در پایان این بخش نماد تجاری برخی از ارز‌های رایج دنیا را می‌بینید: یورو اروپا EUR،‌دلار آمریکا USD ،ین ژاپن JPY، ‌دلار کانادا CAD،‌دلار استرالیا AUD،‌دلار نیوزلند NZD، پوند انگلستان GBP، فرانک سوئیس CHF.

خوانندگان‌گرامی می‌توانند برای تمرین و آشنايی بیشتر چندین نمونه از نرم‌افزار‌های معاملاتی مربوط به بروکرهای مختلف را به‌طور رایگان از آدرس www.irfx.ir دریافت كرده و پس از نصب بر روی کامپیوتر خود نصب كنند.

آشنایی با نرم‌افزار معاملاتی
نرم‌افزار معاملاتی(Platform)
براي ارتباط معامله‌گر با كارگزار (broker) از طریق شبکه اینترنت نياز به نرم‌افزاري است كه بتواند اطلاعات مورد نياز معامله‌گر از قبیل قیمت‌ها، آخرین نوسانات‌، صورتحساب مشتری، نمودارها و اخبار را تامين و سفارش‌هاي معاملاتی معامله‌گر را به كارگزار و بازار انتقال دهد.

از ابتداي آغاز معاملات از طریق اینترنت تاکنون نرم‌افزارهاي معاملاتی متنوعي طراحي شده و كارگزاران مختلفي از آنها استفاده كرده‌اند. به مرور زمان نسخه‌های جديدتري نیز طراحی شده است كه ضمن دارا بودن ابزار‌ها و امکانات جدید ضعف‌هاي نسخه‌هاي قبلي را نداشته و ساده‌تر هستند. البته شما با انتخاب یک كارگزار جهت انجام معاملات از طریق اینترنت نیاز به استفاده از نرم‌افزار ارائه شده از سوی همان کارگزار هستيد.
نرم‌افزار معاملاتی متا تریدر (Meta Trader) یکی از متداولترین نرم‌افزارهای مورد استفاده کارگزاری‌ها است و از سهولت استفاده بیشتری نسبت به نرم‌افزارهاي ديگر برخوردار است.
معرفی نرم‌افزار معاملاتی Meta Trader
این پلت فرم دیر بازیست که در ایران و سایر نقاط جهان به عنوان یک نرم‌افزار مورد قبول که به اکثر نیازهای یک معامله‌گر پاسخ می‌دهد در جهت ارتباط با کارگزار و انجام معاملات مورد استفاده قرار می‌گیرد. به هرحال در این بخش تلاش شده تا نحوه استفاده از آخرین نسخه این نرم‌افزار (MetaTrader 4) به شکل ساده‌ای توضیح داده شود.
برخی از مزایای این نرم‌افزار بدین شرح است:
1) ارائه نمودار قيمت‌هاي واقعي بازار به‌صورت زنده (Real Time) به‌علاوه کلیه امکانات و ابزارهايی که یک معامله‌گر برای تحلیل تکنیکال بازار بدان نیازمند است. از جمله ابزارهای تشخیص و ترسیم انواع خطوط، روندها، اندیکاتورها و دیگر تئوری‌های اثبات شده.
2) حجم کم نرم‌افزار جهت بارگذاری، نصب ساده و سريع و بدون نیاز به اینترنت پرسرعت جهت دریافت اطلاعات.
3) قابلیت اجرای معاملات در سریع‌ترین زمان ممکن.
4) طراحی حرفه‌ای اما در عین حال ساده و دسترسی کاربر به تمام امکانات مورد نیاز در کمترین زمان (user friendly).
5) دسترسی (Off Line) به نمودارهای ثبت شده قبلي بازار بدون نیاز به اینترنت و حتی در ایام تعطیل بازار.
6) استفاده بسیاری از کارگزاران بازار‌های ارز، کالا و سهام از این پلت فرم معامله در سرتاسر دنیا.

www.irfx.ir*

دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 18:51  توسط mostafa  | 

آموزش فاركس 1

نظام پولي پايه طلا

احسان حاجي
نظام پايه طلا و كاربرد سكه طلا در مبادلات تجاري، ريشه در گذشته دور دارد. ملت‌ها از ديرباز سكه‌هايي از فلزات ارزشمند از جمله مس، نقره و طلا ضرب و از آن‌ها به عنوان وسيله‌اي براي مبادله، واحد ارزش‌گذاري و محاسبه و نيز براي نگهداري و انباشت ثروت استفاده مي‌كردند.

در اين ميان، كاربرد سكه‌هاي طلا و نقره گسترده‌تر شد و سرانجام طلا به دليل كميابي و وي‍‍‍‍ژگي‌هاي برجسته خود به عنوان ارزشمندترين فلز قيمتي جايگاه معتبري در نظام پولي كشورها به ‌دست آورد.
قبل از اين كه نقش پول جديد (اسكناس) در اقتصاد كشورها گسترش پيدا كند سكه طلا يك وسيله پرداخت معتبر در اكثر نقاط جهان تلقي مي‌شد و براي انجام مبادلات خارجي هم مورد استفاده قرار مي‌گرفت.
پس از انقلاب صنعتي و پيدايش توليد انبوه، با توجه به افزايش چشمگير در حجم تجارت بين‌المللي به نظر مي‌آمد كه جابه‌جايي مقادير زيادي طلا براي انجام اين مبادلات كاري دشوار و غيرعملي است. با اين ديدگاه دولت‌ها و دست‌اندركاران تجارت به فكر ايجاد يك وسيله پرداخت آسان‌تر و مطمئن‌تر افتادند كه همان پول جديد يعني كاغذي و اعتباري بود.
لازم به يادآوري است كه پول‌هاي سكه‌اي داراي ارزش ذاتي بودند يعني محتواي فيزيكي آن‌ها كه از نوع فلز قيمتي بود ارزش آن‌ها را تعيين مي‌كرد. با توجه به اين كه ارزش پول كاغذي بايد مبنايي معتبر و شناخته شده داشته باشد طلا به عنوان اين مبنا انتخاب شد. چون پول همه كشورها به تدريج به طلا وابسته شد، بنابراين تعيين نرخ تبديل پول‌هاي كشورهاي مختلف نيز براساس مقدار محتواي طلاي آن‌ها كه به صورت رسمي و قانوني تعريف شده بود به آساني انجام مي‌گرفت. تا پايان قرن نوزدهم اكثر كشورهايي كه نقش مهمي در تجارت بين‌المللي داشتند نظام پولي پايه طلا را در كشورهاي خود پياده كرده بودند.
ايالات متحده، انگلستان، آلمان و ژاپن از جمله اين كشورها به شمار مي‌آيند. با تعيين يك استاندارد عمومي بر حسب طلا تبديل پول همه كشورها به يكديگر به‌سادگي امكان‌پذير‌ شد زيرا ارزش پول برحسب طلا تعريف شده و نسبت محتواي طلا و پول نرخ تبديل آن‌ها را مشخص مي‌كند.
مثال: دولت انگلستان پوند يا ليره استرلينگ را به عنوان پول رسمي و رايج كشور معرفي كرده و ارزش يك پوند را معادل 2/0‌ گرم طلاي خالص معين كرده است. دولت فرانسه فرانك را به عنوان پول رسمي كشور ناميده و ارزش آن را معادل 1/0‌ گرم طلا معين كرده است. حال نرخ تبديل پوند به فرانك با بيان نسبت محتواي طلايي آن‌ها مشخص مي‌شود.

£1= 2Fr و (2=1/0÷ 2/0)

نظام پولي برتن وودز


در سال 1944 و در ‌گرماگرم جنگ جهاني دوم نمايندگان 44 كشور در منطقه‌اي به نام برتن وودز در ايالت نيوهمپشاير آمريكا‌گرد آمدند تا در مورد ايجاد يك نظم نوين پولي بين‌المللي تصميم‌گيري كنند.

با توجه به اين كه رونق يافتن تجارت بين‌الملل براي ايالات متحده و انگلستان اهميت بيشتري داشت دولت‌هاي اين دو كشور تلاش بيشتري براي تشكيل اين كنفرانس كرده و طرح‌هايي را هم براي ارائه در اين نشست آماده كردند. با توجه به مشكلاتي كه براي ادامه حيات سيستم پايه طلا آمده بود و نيز پيامدهاي بحران اقتصادي 1930 شركت‌كنندگان در اين كنفرانس در انديشه برپايي يك نظم نوين پولي بودند تا بتواند بستري هموار براي گسترش بازرگاني بين‌المللي و رشد اقتصادي كشورها فراهم كند.
سيستم نرخ‌هاي ارزي شناور (2)
نظام نرخ‌هاي ارزي شناور كه به دنبال فرو ريختن سيستم ارزي ثابت بوجود آمد در سال 1976 هنگامي كه اعضاي صندوق بين‌المللي پول در كشور جامائيكا‌گرد آمدند و در مورد سيستم پولي بين‌المللي جديد به توافق رسيدند، رسميت يافت. در اين‌جا لازم است كه نظريات موافق و مخالف در مورد سيستم‌هاي نرخ ارز ثابت و نرخ ارز شناور مورد بررسي قرار گيرند.
موافقت‌نامه جامائيكا
در اجلاس جامائيكا اصول صندوق بين‌المللي پول مورد تجديد نظر قرار‌گرفت و خط‌مشي نرخ‌هاي شناور ارز به تصويب رسيد. نكات اصلي اين توافق شامل موارد زير بودند:
1. متغير بودن نرخ‌هاي تبديل ارزها به‌وسيله اعضا پذيرفته شد. بر اين اساس ورود كشورهاي عضو به بازار آزاد براي تعديل نوسانات پولي مجاز دانسته شد.
2. طلا به عنوان يك دارايي ذخيره‌اي در سيستم پولي كنار گذاشته شد. بر اين اساس صندوق بين‌المللي پول ذخاير طلاي خود را به قيمت روز بازار به كشورهاي عضو فروخت و سود حاصل از اين عمل را در يك حساب جديد براي كمك به كشورهاي عضو فقير قرار داد. هم‌چنين به دولت‌هاي عضو هم اجازه داده شد كه در صورت نياز ذخاير طلاي خود را به قيمت بازار به فروش برسانند. سهميه پرداختي كشورهاي عضو به صندوق افزايش يافت. بر پايه اين توافق كل سهميه‌هاي پرداختي سالانه كشورهاي عضو به 41‌ميليارد‌دلار رسيد. در سال‌هاي بعد نيز اين مبلغ 195‌ميليارد‌دلار و تعداد اعضاي صندوق بين‌المللي پول به 128 كشور افزايش يافت.

تبديل پول‌ها
هر كشوري يك پول ملي يا پول رايج دارد كه كالاها و خدمات و ساير دارايي‌هاي آن ارزش‌گذاري مي‌شود. در ژاپن ين ¥، در ايالات متحده آمريكا‌دلار $، در انگلستان پوند £، در ايران‌ريال R، در اتحاديه اروپا يورو euro، در مكزيك پزو Peso، در سوئيس فرانكSFr به عنوان پول رايج به كار مي‌رود.

هنگامي كه يك‌گردشگر يا مسافر يك پول را به پول ديگري تبديل مي‌كند يعني اين كه به نوعي در عمليات بازار ارز شركت كرده است. نرخ تبديل هم نرخي است كه بر پايه آن پولي به پول ديگر تبديل مي‌شود. به عنوان مثال يك نرخ تبديل 85Y=ا$1 نشان مي‌دهد كه يك‌دلار آمريكا معادل 85 ين ژاپن ارزش دارد. اين نرخ به ما امكان مي‌دهد كه قيمت كالاها و خدمات را در كشورهاي مختلف با هم مقايسه كنيم.
جهانگردان و مسافرين از مشتريان كوچك بازار ارز و موسسات بازرگاني بانك‌ها و سرمايه‌گذاران از مشتريان عمده اين بازار تلقي مي‌شوند.
ارتباط موسسات بازرگاني با بازار ارز
شركت‌ها و موسسات تجاري حداقل در چهار زمينه با بازار ارز سروكار پيدا مي‌كنند كه شامل موارد زير است:
1. دريافت پول خارجي (ارز) در برابر صادرات كالاها و خدمات خود به ساير كشورها
2. تبديل پول و تهيه ارز در بازار جهت تامين مالي واردات
3. تبديل پول به پول كشور ديگري كه شركت بخواهد در آن سرمايه‌گذاري كند.
4.‌ عمليات سفته‌بازي كه با هدف كسب سود و به شيوه خريد و فروش ارزها انجام مي‌شود.
نرخ مبادله نقدي(1) (Spot)
هنگامي كه دو نفر توافق مي‌كنند كه دو پول متفاوت را با يكديگر مبادله كنند و اين دادوستد را در همان لحظه انجام دهند مي‌گوييم يك معامله ارزي نقدي انجام شده و نرخي كه در اين معامله به كار مي‌رود نرخ نقدي ناميده مي‌شود. بخش عمده‌اي از معاملات بازار ارز از اين گونه است.
نرخ مبادله سلف (2) (Future)
اين واقعيت كه نرخ دادوستدهاي نقدي ارز از تغييرات عرضه و تقاضا در بازار ارز تاثير مي‌پذيرد و به صورت روزانه تغيير مي‌كند، مشكلاتي را براي تجار و موسسات بازرگاني و ساير دست‌اندركاران تجارت خارجي ايجاد مي‌كند. براي درك بهتر اين موضوع به ارائه يك مثال مي‌پردازيم:

يك شركت آمريكايي كه رايانه لپ تاب از ژاپن وارد مي‌كند مي‌داند كه در خلال يك ماه آينده و هنگام ورود رايانه‌ها ملزم به پرداخت وجه اين معامله برحسب ين به شركت ژاپني خواهد بود. بر پايه اين قرارداد شركت آمريكايي بايد براي هر رايانه 200‌هزار ين پرداخت كند و پيش‌بيني كرده است كه هر رايانه را به قيمت 2000‌دلار خواهد فروخت. نرخ جاري‌دلار برحسب ين عبارت است از 120Y=ا$1 و با اين نرخ قيمت خريد يك رايانه وارداتي 1667‌دلار و سود عايد از فروش آن 333‌دلار خواهد بود. فرض بر اين است كه خريدار بايد رايانه‌هاي وارداتي را بفروشد تا بتواند وجه معامله را به شركت ژاپني پرداخت كند. حال اگر در خلال يك ماه آينده ناگهان ارزش‌دلار نسبت به ين كاهش يابد و به صورت 95Y= ا$1 درآيد، وارد‌كننده به هر حال ملزم است كه براي هر رايانه مقدار 200 هزار ين به فروشنده پرداخت كند اكنون به دليل كاهش ارزش دلار بايد 2105‌دلار بپردازد. بديهي است كه اين مبلغ بيشتر از قيمت فروش پيش‌بيني شده؛ يعني 2000‌دلار است. به بيان ديگر كاهش ارزش ‌دلار از 120Y=ا$1 به 95Y=ا$1 معامله‌اي را كه قبلا براي شركت وارد‌كننده بسيار سودآور بود به يك داد و ستد زيان‌آور تبديل كرده است. براي‌گريز از چنين ريسكي، وارد‌كننده آمريكايي مي‌تواند به يك داد و ستد سلف بپردازد. به اين گونه كه طرفين معامله امروز توافق مي‌كنند كه 2 پول متفاوت را با هم مبادله كنند؛ اما انجام واقعي اين مبادله به يك زمان مشخص در آينده موكول مي‌شود. نرخي كه در اين داد و ستد به كار مي‌رود نرخ مبادله سلف ناميده مي‌شود.

ماهيت بازار ارز (Forex)
از آنجايي كه ممكن است مردم برداشت‌هاي متفاوتي از مفهوم بازار ارز داشته باشند در اين جا ضرورت يك نگاه دقيق و جامع به اين موضوع احساس مي‌شود.

از ديدگاه اقتصادي، بازار ارز به يك مكان مشخص اطلاق نمي‌شود بلكه يك شبكه جهاني و الکترونیکی از بانك‌ها، صراف‌ها و واسطه‌ها‌ است كه با روش ارتباطات الكترونيك با يكديگر مرتبط بوده و به انجام انواع عمليات پولي و ارزي به وي‍ژه تبديل پول‌هاي مختلف به يكديگر مي‌پردازند. شركت‌ها و موسسات مالي و تجاري معمولا براي تبديل پول‌ها به جاي مراجعه مستقيم به بازار به بانك‌هاي خود مراجعه مي‌كنند.
در چند دهه اخير بازار ارز از رشد بسيار زيادي برخوردار شده و فعالتر شدن آن به توسعه امور سرمايه‌گذاري خارجي و تجارت برون مرزي نيز كمك شاياني كرده است. در سال 1986 متوسط ارزش مبادلات روزانه ارزي در مقياس جهاني حدود 200‌ميليارد‌دلار بود. در سال 1989 اين رقم به 650‌ميليارد، در سال 1995 به حدود 1000‌ميليارد و تا پايان سال 1998 اين رقم به حدود 1500‌ميليارد‌دلار و در آخرین آماری که سال 2007 ارائه شد، این رقم به 3000 میلیارد‌دلار افزايش يافت. نگاهي به عدد 3000 میلیارد‌دلار حجم مبادلات روزانه بازار ارز مي‌تواند نقش حساس این بازار را در قلمرو بازرگاني بين‌المللي به خوبي نشان دهد.
امروزه بازارهاي بزرگ ارز در درجه اول در لندن، نيويورك، توكيو و سنگاپور قرار دارند. مراكز درجه دوم براي مبادلات ارزي هم شامل زوريخ، فرانكفورت، پاريس، هنگ‌كنگ، سانفرانسيسكو و سيدني هستند. در ساير مراكز عمده تجاري و كشورهاي مختلف جهان هم بازارهاي ارز در مقياسي كوچك‌تر وجود دارند و به نوعي در روابط پولي و تجاري بين‌المللي نقش ايفا مي‌كنند. در سال‌هاي 1999 و 2000 ميانگين ارزش مبادلات ارزي بازار لندن روزانه بيش از 650‌ميليارد‌دلار بوده است. اين رقم براي بازار نيويورك 360‌ميليارد دلار و براي بازار توكيو 150‌ميليارد دلار و براي بازار سنگاپور 140‌ميليارد دلار بوده است.
از ديدگاه كارشناسان دو جنبه از بازار ارز داراي اهميت است اول اين كه اين بازار هيچ‌گاه به طور كامل به خواب نمي‌رود و در هر لحظه در گوشه‌اي از جهان يك بازار ارز باز و فعال است.
دوم اين كه بازار ارز از يك حالت يكپارچگي برخوردار است و بيشتر مراكز تجاري و پولي و مالي مختلف در سراسر جهان از طريق شبكه‌هاي پيشرفت ارتباطي به يكديگر پيوسته هستند. اين پيوستگي به طور دائم بوسيله خطوط مستقيم تلفن، شبكه‌هاي رايانه‌اي و ساير سيستم‌هاي ارتباطي برقرار مي‌شود. يكي از پيامدهاي اين يكپارچگي يكساني نرخ‌هاي تبديل از دو مركز تجاري و بازارهاي مناطق مختلف جهان است.

www.irfx.ir

دنیای اقتصاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 18:45  توسط mostafa  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر