حسابداری و حسابرسی

حساب - حسابداری - حسابرسی - قانون

کلیاتی در مورد سازمان های هلدینگ 2

شرکت  فرعی Subsidiary Company

  • شرکت فرعی : شرکتی است که بوسیله شرکت دیگر به علت داشتن مالکیت سهام  کنترل می شود یک شرکت اصلی می تواند چندین شرکت فرعی داشته باشد.
  • شرکت فرعی : یک واحد تجاری است که بوسیله واحد تجاری دیگری کنترل می شود و بیش از 50% سها م با رأی آن را در دست شرکت دیگر میباشد و یا به علل گوناگون شرکت اصلی با سهامی کمتر از 50 درصد قادر بر کنترل آن باشد.
  • شرکت تابعه : شرکتی که تمام یا بیش از نیمی از سهام آن را شرکت دیگری داشته باشد.
  • شرکت تابعه : شرکت فرعی است که درصد سرمایه گذاری شرکت اصلی در آن بیش از 50 درصد بوده و یا کنترل آن در ا ختیار شرکت اصلی است.
  • شرکت تابعه : شرکتی میباشدکه حداقل 50 درصد سهام آن در اختیار شرکت مادر باشد.

شرکت وابسته Affiliated Company

  • شرکت  وابسته : به شرکتی میگویند که به شرکت دیگری وابسته باشد اعم از اینکه مالک سهام باشد ویا سهام آن در دست شرکت دوم باشد.
  • شرکت وابسته: الف- شرکتی است که به طور غیر مستقیم یا مستقیم از طریق یک یا چند شرکت واسطه ، شرکت دیگری را کنترل کرده ، یا بوسیله شرکت دیگری کنترل شده یا با شرکت دیگر مشترکا بوسیله شرکت سوم کنترل می شوند.

ب- شرکتی است که به گونه ای که در قانون تعریف شده برای مقاصد خاص با شرکت دیگر مربوط می گردد.

ج- شرکتی است که بطور کامل یا غیر کامل با شرکت دیگری به خاطر کنترل مشترک بر اساس قرارداد یا موافقتنامه  همکاری می کند و مترادف Associated Company می باشد.

یک واحد تجاری  سرمایه پذیر، زمانی شرکت وابسته محسوب می شود که ضمن فرعی نبودن دارای شرایطی بشرح ذیل باشد:

1.      حق رأی سرمایه گذار در واحد مزبور قابل ملاحظه باشد ( حداقل 20% )

2.      سرمایه گذار نفوذ قابل ملاحظه ای در سیاستهای مالی و عملیاتی شرکت سرمایه پذیر داشته باشد.

3.      سرمایه گذار به حفظ منابع خود به صورت یک سرمایه گذار در بلند مدت تمایل داشته باشد.

  • شرکت وابسته: به شرکتی اطلاق می شود که مدیریت آنها توسط شرکت مادر تعیین و کنترل می شود ولی سرمایه گذاری شرکت مادر در آنها  کمتر از 50 درصد سهام می باشد.
  • شرکت وابسته : شرکت فرعی است که درصد سرمایه گذاری شرکت اصلی در آن بین 20 تا 50 درصد بوده ( علت تعیین می نیمم درصد سرمایه گذاری 20 درصد بر این اساس می باشد که به موجب قانون تجارت یک عضو هیأت مدیره در مدیریت شرکت مزبور اعمال نظر نماید) حسابهای این نوع شرکت ها برای تهیه حسابهای تلفیقی مورد استفاده قرار نمی گیرد.
  • شرکتهای همبسته : به شرکتهایی اطلاق می شود که شرکت اصلی و شرکت های تابعه و وابسته به آن در آن شرکت ها سهامدار نبوده ولی بر حسب مورد دارای مدیریت مشترک و ارتباط مستقیم از نظر فعالیتهای تجاری با گروه می باشد.
  • گروه Group

شامل واحد اصلی و تمام واحدهای فرعی آن می باشد.

تعریف هلدینگ د رکشورهای مختلف ( تعریف عمومی ) :

هلدینگ یا شرکت مادر را به طورمشخص می توان شرکتی دانست که دارنده سهام شرکت دیگری باشد . با این وجود، بر اساس کاربرد عمومی این عبارت، شرکت مادر شرکتی است که دارنده بخش زیادی از سهام سایر شرکتهاست وبه این ترتیب بر آن شرکتها کنترل دارد. شرکتهایی که شرکت مادر آنها را تحت کنترل خود دارد به نام «شرکت فرعی» خوانده می شود . شرکت مادر می تواند صددرصد سهام شرکتهای فرعی را تحت تملک خود داشته باشد . اما اغلب از نظر کنترل کاری درچنین سطحی قرار ندارد.

تعریف هلدینگ در تجربه ایران

عدم وجود تمایز مشخص بین انواع ترکیب ( ادغام ، تلفیق ، اشتراک منافع و ...) با یکدیگر و با هلدینگ و شباهت عملیات شرکت های هلدینگ از نظر بهره برداری از منابع خود و تحصیل منفعت خصوصاً از طریق خرید وفروش ویا نگهداری سهام با شرکتهای سرمایه گذاری و عدم توجه به این نکته که شرکتهای سرمایه گذاری بر خلاف شرکتهای هلدینگ هرنوع خرید و فروش سهام را صرفاً به منظور کسب منفعت نه کنترل انجام می دهند، موجب ناشناخته و نامأنوس بودن این شرکت ها در ایران شده است.

بورس تهران به عنوان یک بازار متشکل سرمایه شرکت های مذکور را تحت سرفصل شرکت های « پیوسته و سرمایه گذاری » طبقه بندی نموده و هدف اصلی را سرمایه گذاری در اوراق بهادار بخصوص سهام شرکت ها اعلام داشته است.

از طرف دیگر اساسنامه شرکت های مورد بحث موضوع خود را اغلب مشارکت در شرکتها و مؤسسات تولیدی ، بازرگانی، ساختمانی، خرید وفروش سهام و اوراق بهادار و اوراق قرضه قرارداده و توحهی به نقش کنترل ویژگیهای ساختاری مالی آنان نگردیده است.

با توجه به اینکه قوانین محدود کننده در رابطه با میزان خرید سهام با رأی شرکت ها درقانون تجارت ایران وجود ندارد. غالباً شرکتهای پیوسته و سرمایه گذاری اقدام به خرید درصد بالاتری از سهام سایر شرکتها نموده و از این طریق شرکت های دیگر را کنترل می نماید. البته این شیوه کنترل مغایر با هدف کنترل با مالکیت محدود می باشد. در هر حال تعریف هلدینگ در تجربه ایران شباهت زیادی به شرکتهای سرمایه گذاری دارد  و می توان شرکتهای هلدینگ را نوعی شرکت سرمایه گذاری دانست که با در اختیار داشتن اکثریت سهام با رأی ( بالای 90 درصد ) سایر شرکتها می توانند آنان را کنترل نمایند.

تفاوت هلدینگ و ادغام :

در دنیای شرکتهای عظیم اواخر قرن نوزدهم که کالاها به طور انبوه برای بازارهای ملی یا جهانی تولید می شد رقابت بر سر قیمت ها ودر واقع در مواردی هر گونه رقابت مانند کنترل مواد اولیه محدود به منظور تضمین ثبات هزینه ها و مداومت عملیات، سهولت در تأمین مالی و... نیروی مخربی یافته و گرایش تغییر ناپذیری برای کسب قدرت انحصاری درچند شرکت معدود بوجود آوردند. در این زمان بسیاری از شرکت های بزرگ داوطلبانه اقدام به ایجاد مجتمع هایی میکردند. مانند کارتل و ائتلاف های موقت، بعضی دیگر مؤسسه های مالی مانند تراست یاشرکت مادر بوجود آوردند تا بر « سهام با رأی» شرکت های مورد نظر کنترل داشته باشند. برخی دیگر راه ادغام و اختلاط را برگزیدند و شرکت واحد و متعددی بوجود آوردند .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 10:3  توسط mostafa  |