جواب شعر صدای فاصله

این دو تا شعر رو از وبلاگ دست نوشته های دختر حوا خوند. امید به اینکه لذت ببرید:

دیگر صدای فاصله تکرار هم نشد

از بار بی گناهی ام انگار کم نشد

دیگر نه گل به خار و نه خاری به گل  رسید

رویای من بدون تو بر دار هم نشد

بی آن که بشکنی تو سکوت مرا ببین

حرفی برای نام تو بسیار هم نشد

گفتی کسی به خاطره ها دل نبسته است

گفتم نبسته ام؛ که چو می بسته ام نشد

این دل هوای باغ و بهارش نبود و نیست

یک عمر هم که مثل خزان مرد و کم نشد

از یاد بردمت که نبینم دمی تو را

عمرم فدای گردش پرگار هم نشد

اصلا مهم نبود!‌این همه بازی برای من؟!

سازی که می زدی نفسی زیر و بم نشد

دیگر برای بودن تو نیست حوصله

انکار کردمت و گلی بیش و کم نشد

پس بی خیال نگاهت٬ دلت ٬‌و هر چه هست!‌

انگار خواب دیده ام که تو را دیده ام! ‌نشد؟

شاید نشد؛ ولی شدنش ساده هم نبود

بی آن که بشکنم و بمیرم ز غم نشد!

وقتی صدای فاصله تکرار می شود

گل هم برای دیدن تو خار می شود

شاید شبی که حوصله سر می رود دلت

در ذره ذره ی دلم انکار می شود

من با سکوت تو قسمت شدم ببین؛

حرفی که پیش نام تو بسیار می شود

پندار بی وجود تو یعنی فریب محض

رویای من بدون تو بر دار می شود

بشکن!‌دلم فدای نگاهت؛ تمام من

در لحظه لحظه ی تو پدیدار می شود

شاید تو را به خاطر یک بار اشتباه

ترسانده این گزیده که خود مار می شود

آری! دوباره ما که به پایان رسیده ایم

مثل غمی شدیم که تکرار می شود

من٬ تو٬‌سکوت؛ نگاهی که خیسِ خیس

از هر نگاه آینه بیزار می شود

از یاد من که نرفتی تو نازنین

بگذار تا ببینمت این بار٬ می شود؟!

از بعد و بعد ها که کسی با خبر نشد

عمری فدا ی گردش پرگار می شود

مثل سکوت محض غزل در  برابرت

ردی ز پای حادثه  هموار می شود

گفتی تمام حرف غزل چون کنایه شد

این دل فدای چشم غزل بار می شود!