وقتی صدای فاصله تکرار می شود

گل هم برای دیدن تو خار می شود

شاید شبی که حوصله سر می رود دلت

در ذره ذره ی دلم انکار می شود

من با سکوت تو قسمت شدم ببین؛

حرفی که پیش نام تو بسیار می شود

پندار بی وجود تو یعنی فریب محض

رویای من بدون تو بر دار می شود

بشکن!‌دلم فدای نگاهت؛ تمام من

در لحظه لحظه ی تو پدیدار می شود

شاید تو را به خاطر یک بار اشتباه

ترسانده این گزیده که خود مار می شود

آری! دوباره ما که به پایان رسیده ایم

مثل غمی شدیم که تکرار می شود

من٬ تو٬‌سکوت؛ نگاهی که خیسِ خیس

از هر نگاه آینه بیزار می شود

از یاد من که نرفتی تو نازنین

بگذار تا ببینمت این بار٬ می شود؟!

از بعد و بعد ها که کسی با خبر نشد

عمری فدا ی گردش پرگار می شود

مثل سکوت محض غزل در  برابرت

ردی ز پای حادثه  هموار می شود

گفتی تمام حرف غزل چون کنایه شد

این دل فدای چشم غزل بار می شود!