نگاهی بر بحران مالی و اقتصادی 2007 تا 2009 سیر تحول اقتصاد کلان: نظریه و سیاستگذاری (قسمت اول)
دکتر کامران موید دادخواه
مترجم: جعفر خیرخواهان
اشاره: در اين شماره بخشي از كتاب The Evolution of Macroeconomic Theory and Policy نوشته دكتر كامران دادخواه از نظرتان مي گذرد.
![]() |
بحران بزرگ 1929 به تولد شاخه جدیدی در علم اقتصاد انجامید که راگنار فریش در سال 1933 نام آن را اقتصادکلان گذاشت. در دهههای پس از آن تا زمان حال، درهمکنشی رویدادهای اقتصادی، سياستگذاری اقتصادی و اندیشه و نظریه کلان اقتصادی، داستانی مسحورکننده و جداناپذیر از زندگی و سياست اقتصادهای ملی خلق کرده است. کتاب حاضر به بازخوانی این داستان میپردازد و سه مسیر از فعالیتها و روندها را گرد هم ميآورد: رویدادهای اقتصادی قرن بیستم و بیست و یکم که به دنبال خود مسائل اقتصادی را مشخص کردند؛ واکنش اقتصاددانان به این مسائل که دانش انباشتی ایجاد کرد و موفقیت و شکست این سياستها به نحوی که دورنمای اقتصادی را شکل میدهد و مجموعه جدیدی از مسائل برای تحلیل نظریه اقتصادکلان تعریف شد. این کتاب بسيار خواندنی با ارائه دیدگاهی سنتشکنانه در اقتصاد کلان، بازیهای نظریهپردازان و سياستگذاران را در بستری تاریخی به نمایش میگذارد.
این کتاب در دست ترجمه است و فصل سیزدهم آن که به دلایل بحران مالی و اقتصادی در سه سال گذشته میپردازد به خوانندگان صفحه اندیشه اقتصاد تقدیم میشود.
43 صندوق ثروت ملي با 3800 ميليارد دلار سرمايه
«صندوق ثروت ملي» پديدهاي نوظهور است كه در سالهاي اخير شماري از كشورها
با هدف ثبات بازار ملي در داخل و فعاليت در بازار جهاني سرمايه تاسيس
كردهاند.
1 - صندوق تثبيت: هدف از تاسيس اين صندوق، جداسازي بودجه و اقتصاد از تغييرات قيمت محصولات و كاهش تاثيرپذيري آنها از يكديگر است.
2 - صندوق پسانداز براي آيندگان: هدف از تاسيس اين صندوق تبديل داراييهاي محدود (غيرقابل تجديد) به سبدي متنوع از داراييها و كاهش اثرات بيماري هلندي است.
3 - موسسه سرمايهگذاري ذخاير: دارايي اين نهادها را عموما ذخاير تشكيل داده و هدف از تاسيس آنها افزايش بازدهي ذخاير ارزي است.
4 - صندوق توسعه: هدف از تشكيل اين نوع صندوق، تامين مالي پروژههاي اقتصادي – اجتماعي يا حمايت از سياستهاي صنعتي است كه پتانسيل رشد توليدات داخلي كشورها را افزايش ميدهد.
5 - صندوق ذخاير بازنشستگي: اين صندوقها از منابعي جز منابع بازنشستگي افراد براي رفع تعهدات بازنشستگي غيرمشخص دولتي استفاده ميكنند.
ارتباط میان اقتصاد توصیفی و اقتصاد هنجاری
میلتون فریدمن
مترجم: یاسر میرزایی
منبع: کتاب مقالاتی درباره اقتصاد توصیفی
آشفتگی
میان اقتصاد توصیفی و هنجاری تا حدی ناگریز است. موضوع مورد بحث علم
اقتصاد تقریبا برای هر کسی وابسته به اهم و مهمهای زندگی او و تجربهها و
شایستگیهای خود اوست؛ این مساله منشا مباحثهای طولانی و سنگین و انگیزه
قانونگذاریهای متناوب است.
![]() |
اقتصاد توصیفی اساسا مستقل از هر موضع اخلاقی یا قضاوت هنجاری خاص است. همان طور که کینز توضیح داده است، اقتصاد به «چه چیز هست؟» میپردازد و نه به «چه باید باشد؟» وظیفه آن پرداختن نظامی از قوانین کلی است که میتواند برای پیشبینی نتایج هر تغییری در شرایط موجود به کار رود. کارآمدی آن را میتوان به دقت مورد ارزیابی قرار داد. میتوان مطابقت آن را با تجربه پیشبینیهایی که میکند سنجید. کوتاه سخن آن که اقتصاد توصیفی علمی «عینی» است، یا میتواند باشد، دقیقا به همان معنایی که مثلا علم فیزیک هست. البته چون اقتصاد به روابط میان انسانها میپردازد و محقق اقتصاد خود بخشی از موضوعی است که بدان میپردازد، مشکلات خاصی در مسیر عینیت برای عالم اجتماعی بروز میکند که برای عالم فیزیکی وجود ندارد، اما به نظر من هیچ یک از مسائل بالا تمایزی اساسی میان این دو گروه از علوم ایجاد نمیکند.
اقتصاد هنجاری و فن اقتصاد نیز نمیتوانند از اقتصاد توصیفی مستقل باشند. هر تصمیم سیاسی ضرورتا مبتنی بر یک پیشگویی است که میگوید نتیجه انجام کاری به جای کار دیگر چیست؛ هر پیشگویی به صورت تلویحی یا صریح بر اقتصاد توصیفی مبتنی است. البته رابطهای یک به یک میان تصمیمهای سیاسی و نتایج اقتصاد توصیفی نیست؛ اگر چنین بود، اقتصاد هنجاری قابل تمیز نبود. دو فرد ممکن است بر سر نتایج بخش خاصی از یک قانون موافق باشند. کسی ممکن است آن نتایج را شایسته بداند؛ بنابراین از قانون حمایت کند و دیگری آن را شایسته نداند و بنابراین با قانون مخالفت کند.
من خطر میکنم که حکم کنم در حال حاضر در جهان غرب و خصوصا در ایالاتمتحده آمریکا، اختلاف میان سیاستهای اقتصادی، برآمده از اختلاف بر سر نتایجی است که شهروندان بیغرض فرض میکنند از عمل به آن سیاستها رخ میدهد - اختلافی که اساسا با رشد اقتصاد توصیفی، محدود میشود - و نه اختلافات پایهای بر سر ارزشها، اختلافاتی که انسان در نهایت مجبور است به خاطر آنها بجنگد. یک مثال واضح و البته مهم، قانون حداقل دستمزد است. در حالی که استدلالهای مختلفی له و علیه چنین قانونی وجود دارد، اما همه بر سر یک هدف عینی توافق دارند و آن رسیدن به «دستمزدی برای زندگی» برای همه است؛ این عبارت مبهم در میان چنان بحثهایی بسیار شایع است. اختلاف آرا تا حد زیادی مبتنی بر اختلافات تلویحی یا واضح بر سر کارآمدی هر ابزاری برای رسیدن به آن هدف مورد توافق است. طرفداران قانون حداقل دستمزد استدلال میکنند (پیشبینی میکنند) که این قانون فقر را کاهش میدهد، چون دستمزد کسانی که کمتر از آن مقدار میگیرند را همانقدر افزایش میدهد که دستمزد کسانی که بالاتر از آن مقدار میگیرند، بدون آنکه افزایشی قابل توجه در تعداد افراد بیکار یا کارمند با کاری کمسودتر نسبت به هر حالت دیگر، بدهد. مخالفان معتقدند (پیشبینی میکنند) که این قانون فقر را افزایش میدهد، چون شمار بیکاران یا افرادی با کار کمسودتر را افزایش میدهد و هر تاثیر مثبتی که این قانون بر دستمزد کسانی که بر سر کارند بگذارد، نمیتواند آن اثر منفی را جبران کند. توافق بر سر نتایج اقتصادی این قانون ممکن است توافق کامل بر سر درستیاش را در پی نداشته باشد؛ چرا که اختلاف بر سر نتایج اجتماعی یا سیاسی باقی است، اما توافق فرضی بر سر مسائل عینی بدون شک قدم بزرگی برای حرکت به سمت توافق تام است.
اختلافاتی این چنین را در مسائل بسیاری میتوان دید. لیست این اختلافات را تا هر جایی میتوان ادامه داد. حتی حکم من در این باره که اختلاف اصلی در میان سیاستهای اقتصادی در جهان غرب از این نوع است، خود یک گزاره «توصیفی» است که میتواند بر اساس مشاهدات تجربی پذیرفته یا رد شود.
اگر این قضاوت در مورد بنیاد اختلافها معتبر باشد، نتیجه میشود که توافق بر سر سیاستهای اقتصادی «درست» بیشتر وابسته به پیشرفت اقتصاد توصیفی است تا اقتصاد هنجاری. این حکم این نتیجه را نیز در بر دارد که یک دلیل مهم برای ایجاد تمایز دقیق میان اقتصاد هنجاری و اقتصاد توصیفی، کمک به توافق در سیاستگذاری است.
بررسي مفهوم استقلال بانک مرکزي
نگاهي به چالشهاي اروپا در محقق كردن بانك مركزي مستقل
بررسي مفهوم استقلال بانک مرکزي
لورنزو اسماگي
مترجم: سيد محمد ستوده
منبع: www.ecb.int/press
مبحث
استقلال بانک مرکزي يکي از موضوعات مهم تحقيقات آکادميک به شمار ميرود.
با اين حال، ادبيات موضوع ياد شده، عمدتا معطوف به جنبههاي تئوريک قضيه
بوده است بدون آنکه به اين مساله توجه شود که هميشه تفاوت قابلملاحظهاي
بين نظريه و عمل وجود دارد.
دنیای اقتصاد
قيمتها واقعي نيستند
مترجم: سيد هاشم اطيابي
شركتها به خاطر وجود اينترنت، توان
قيمتگذاري خود را از دست دادهاند. در اين مقاله ميخوانيم كه چگونه
ميتوان اين توان و قابليت از دست رفته را احيا نمود.
![]() |
اما تا همين اواخر، معدود افرادي از اين قيمتها آگاهي داشتند. رمز حفظ توان قيمتگذاري شركتها در مخفي نگاه داشتن حداقل قيمتهاي پيشنهادي آنها است. اما در حال حاضر پرده از اين راز برداشته شده است. امروزه به يمن وجود اينترنت، مشتريان ميتوانند به آن قيمتها نيز پي ببرند و اين موضوع دردسرهاي بزرگي براي شركتها به وجود آورده است. امروزه، خريداران، صرفا خريدار به شمار نميآيند. آنها ديگر با عنوان بررسيكنندگان كالاها، مشاوران فني و ماموران اكتشاف وارد معاملات ميشوند. بسياري از مشتريان از وبسايتهايي استفاده ميكنند كه در آنها لينكهايي براي دريافت كوپنهاي آنلاين، پيشنهاداتي مبني بر استرداد وجه نقد دريافتي از مشتريان و معاملاتي كه برخي از شركتها قصد انجام محدود آن را دارند ديده ميشود. برخي نيز از سايتهايي ديدن ميكنند كه در آنها افراد به بحث پيرامون نحوه يافتن پايينترين پيشنهاد قابل قبول در سايتهاي حراج كننده خدمات مسافرتي ميپردازند. حتي خريداران براي اقلام گران قيمت همچون خودروها از سايتهايي كه قيمتهاي خودروهاي قديمي و نو را درج ميكنند، ديدن ميكنند.
خريداران از طريق موتورهاي جستوجو و به اصطلاح ماشينهاي خريد نيز كه پايينترين قيمتها را براي هر تعداد از محصولات ارائه ميدهند ياري ميشوند. امروزه مشتريان از قدرت بيسابقهاي براي خريد محصولات با پايينترين قيمت پيشنهادي فروشندگان برخوردار هستند. اما اگر قرار باشد كه آنها هميشه توقع چنين قيمتهايي را داشته باشند آن زمان است كه شركتها بايد نظارهگر تحليل قدرت قيمتگذاري دراز مدت خود و كم شدن سودشان باشند. در اينجا به هشت مهارت اشاره خواهد شد كه شركتها ميتوانند براي محدود كردن توانايي شكارچيان معاملات، از پي بردن به بيشترين تخفيفهاي مورد نظر آنها و پايينترين قيمتهاي قابل قبول استفاده كنند.
1) به اظهار نظرهاي افراد در مورد خود توجه كنيد
خريداران به طرق مختلف، پايينترين قيمتها را مييابند. عدهاي از خريداران به سايتهاي ارائه دهنده كوپن و پيشنهاد خاص همچون RetailMeNot.com و fatwallet.comمراجعه ميكنند. بسياري از كاربران سايتهاي ارائهدهنده سفرهاي كمهزينه همچونPriceline.com و Hotwire.com، براي راهبردهاي مناقصهاي و نكات ديگر، در بدو امر از سايت BiddingForTravel.com ياBetterbidding.com ديدن ميكنند.
شركتها ميتوانند چنين وبسايتهايي را جستوجو كرده و احتمالا با تلفيق پيشنهادات ارائه تخفيف يا كدهاي كوپن، روشهايي را بيابند كه مشتريان از آنها استفاده ميكنند. شركتها براي مقابله با اين قبيل فعاليتها، انتخابهاي مختلفي از جمله لغو كدها يا تجديد نظر درباره كوپن يا خطمشيهاي ارائه تخفيف را در اختيار دارند.
دانستن اين موضوع كه افراد درباره شركتي خاص، محصولات يا قيمتهاي خود چه ميگويند ميتواند نشان دهد كه قيمتها بسيار پايين هستند. نظارت بر فروشهاي آنلاين در زمان واقعي نيز ميتواند به دانستن اين موضوع كمك كند. اگر فروش يك محصول ظرف مدت پنج دقيقه، 100 برابر شود، تجزيه و تحليل جزئيات معامله و توقف فروش بيشتر تا زمان يافتن علت، به صلاح است. افزايش قيمت نيز حتي ممكن است درست باشد.
2) شكارچيان معاملات را بپذيريد، اما سعي كنيد با آنها چانه بزنيد
هدف هر يك از اين شيوهها، حذف تخفيف زياد نيست بلكه مشخص است كه گاهي اوقات، فروش كالاي حريق زده نيز لازم است. شركتها با دانستن اين موضوع، مخاطبين وبسايتها كه به دنبال شكار معاملات هستند خواهند يافت. فقط لازم است محدوديتهايي در مورد آنها اعمال شود. آنها ميتوانند كدهاي كوپن كه فقط براي مواقع خاص قابل استفاده هستند يا تخفيفهايي كه در زمانهاي محدودي ارائه ميشوند و فقط در اختيار كاربران آن سايتها قرار ميگيرد را پيشنهاد دهند. به اين ترتيب، يك شركت، بهتر ميتواند تعدادي از محصولات خود را كه با حداكثر تخفيف به فروش خواهد رسيد كنترل كند. به عنوان نمونه شركت دل (Dell) به طور معمول كوپنهايي را در سايتهاي معاملاتي خود صادر ميكند اما اين كوپنها فقط ميتوانند براي تعداد دفعات ثابتي مورد استفاده قرار گيرند.
3) از تله محصول بگريزيد
وقتي كه فروشندگان، محصولات را با خصوصيات يا خدمات بيشتري به بازار عرضه ميكنند، در واقع خريداران را مجبور ميكنند بر ارزش بستهبندي تمركز كنند تا بر قيمت هر قلم كالا. اين موضوع به كاهش آشكار بودن قيمت كمك ميكند. اگر محصول يا خدماتي خاص با ديگر محصولات يا خدمات در يك مجموعه بستهبندي شده عرضه شود، مشخص شدن قيمت هر محصول براي خريداران دشوار ميشود.
اين روشها، مشتريان را از بازارهايي كه به طور اكيد، قيمت محور هستند دور ميسازند. رابطهاي كه خريدار اتومبيل با نماينده مجاز فروش - كه مسووليت تعمير و نگهداري را بر عهده دارد - برقرار ميكند نمونهاي از اين دست به شمار ميآيد.
4) كنترل شبكه فروش
گاهي اوقات، تخفيفها توسط خردهفروشان مستقل و بدون اعلام يا تأييد سازنده محصول، آغاز ميشوند. هر چه ميزان اعمال كنترل شركت بر شبكه فروش بيشتر باشد، از ميزان آسيبپذيري آن در برابر اين رويهها كاسته ميشود. به عنوان مثال شركت Bose Framingham, Mass، سازنده گرانقيمتترين محصولات، اعلام ميدارد كه مطابق با خطمشي اين شركت، حداقل قيمتها براي محصولات خاص Bose به خردهفروشان پيشنهاد ميشود. مطابق گفتههاي سخنگوي شركت مذكور، آن شركت از انجام معامله يك محصول با فروشندگاني كه نتوانند با همان قيمت يا قيمت بالاتر از قيمت اعلام شده اقدام به فروش كنند خودداري خواهد كرد.
5) جلوگيري از مشتريان آنلايني كه به دفعات، سود شما را ميبلعند
شركتها بر پايه سوابق معاملاتي خود ميتوانند مشتريان آنلايني كه كمترين ميزان سودرساني براي آنها را دارند شناسايي كنند – به عنوان مثال، افرادي كه به دفعات از مهلت پس دادن كالا سوءاستفاده ميكنند. يك سوءاستفاده رايج آن است كه مشتري، كالايي را خريداري كرده و از آن استفاده ميكند. بعد از آن، اگر فروشگاه در دوره مهلت پس دادن خريد اول، قيمت خود را پايين بياورد، خريدار، دوباره نسبت به تهيه كالا اقدام كرده، اما آن را با رسيد اوليه باز ميگرداند.
مشتريان آنلايني كه چندين بار خريدهاي مجدد و بازگشتهايي از اين نوع را انجام ميدهند ممكن است با آدرس تحويلدهي يا شماره كارت اعتباري از ديگران بازشناخته شده و از خريدهاي بعدي آنها جلوگيري شود.
6) بازار را شفاف كنيد
اغلب سازندگان محصولاتي همچون كالاهاي ورزشي يا توليد كنندگان البسه، بعد از طي يك دوره برنامه زمانبندي يا مدت پيشبيني شده براي نگهداري كالا در انبار، صورت مازاد برايشان باقي ميماند. غالبا اين محصولات از طريق كانالهاي ثانويه كه تخفيفهاي زيادي را براي كالا لحاظ ميكنند به فروش ميرسند. اما از ديد سازندگان، آن تخفيفها ممكن است فروش مدلهاي مشابه و جديدتر را از بين ببرند. عده زيادي از خردهفروشان آجر و ملات با فروش محصولات مازاد خود به فروشگاههاي حراجي واقع در مناطق دوردست، با اين مشكل دست به گريبان هستند. اما در وب، اين قبيل فروشگاهها وجود ندارد. از اين رو خردهفروشاني كه از طريق وب اقدام به فروش ميكنند با افزايش فشار براي ارائه تخفيف پايان فصل از جانب خردهفروشان محصولات خود دريافت ميكنند بايد برنامههاي برگرداندن كالا را در نظر بگيرند. برگرداندن اجناس كهنه و از رده خارج از فروشندگان مستقل و متعاقبا از بين بردن آن يا حمل آن به مناطق آن طرف آبها به حفظ قيمتها كمك ميكند.
7)پيشنهاد تخفيف از طريق واسطههايي كه برند را پنهان ميكنند
اگر شركت ماريوت اينترنشنال قرار بود رزروهاي ارزان قيمت و دقيقه آخر هتل خود را به فروش برساند، ممكن بود با ارائه پايينترين قيمتي كه مايل به پذيرش آن است بر طرحهاي قيمتي و كانالهاي فروش تثبيت شده خود سرپوش بگذارد. به همين خاطر است كه پاي واسطههايي همچون پرايسلاين و هاتواير به ماجرا باز ميشود. آنها برند فروشنده را تنها پس از بررسي و چانهزني و پس از تاييد معامله، آشكار ميكنند. در حالي كه شايد كسب و كارهاي مرتبط با امور مسافرتي و سياحتي در استفاده از اين روش، شهرت بيشتري داشته باشند، اما ساير صنايع نيز از شگردهاي مشابه استفاده ميكنند. به عنوان مثال، خردهفروشان تخفيفدهنده آنلاين ميتوانند كانالهاي قوي فروش براي محصولاتي باشند كه برچسبهاي آنها برداشته شده يا برند خانگي، جايگزين آنها شده باشد. برخي از تخفيف دهندگان آنلاين، برچسبهاي لباسها را برداشته و از توليد كنندگان آنها فقط تحت عنوان «برندهاي مشهور» ياد ميكنند.
8) تغيير شكل دورنماي جستوجو
زماني كه دانستن برندهايي با قيمتهاي تخفيفدار براي شكارچيان معاملاتي، بسيار سهل و ساده ميشود فروشندگان و واسطههاي آنها ميتوانند نحوه كار سايتهاي خود را تغيير دهند. به عنوان مثال، پرايسلاين، گاهي اوقات وقتي اطلاع پيدا ميكند كه هتلهاي خاصي به كرات تعداد زيادي از رزروها را در بازار خاصي انجام ميدهند از هويت مشتريان شركت هتل، محافظت بهتري به عمل ميآورند. معمولا اين موضوع زماني اتفاق ميافتد كه كاربران، متوجه نرخ پاييني شده و سپس به شايعاتي در اين خصوص دامن ميزنند. يك سخنگو اين طور عنوان ميكند كه آن شركت در صدد آن نيست كه كاربران خود را ازخاطر قيمتهاي خوب، دلسرد نمايد، بلكه به طور همزمان ميخواسته قيمت را براي مشتريان شركت هتل حفظ نمايد. يكي از راههاي رسيدن به اين هدف تغيير محدوده جغرافيايي است كه در آنها، هتلهاي خود را گروهبندي ميكند و با اين كار امكان قبولي پيشنهاد خاصي موجود در همسايگي فرضي را كمتر قابل پيشبيني ميسازد. به عنوان مثال، در يك مورد، پرايسلاين، تعداد زيادي از رزروها را براي تعدادي از گرانترين هتلهاي خود با كمترين قيمتها كه شركتها قبول خواهند كرد مشاهده نمود. كاربران سايتهاي ارزان قيمت مسافرتي همچون پرايسلاين نميتوانند نامها يا نرخهاي هتل پيشنهادي را مشاهده كنند. اما عدهاي راهبردي را براي به دست آوردن بهترين هتلها با پايينترين نرخها يافته بودند و اين مساله نشاندهنده آن است هتلهاي خاصي از راهبردهاي قيمتگذاري استفاده ميكردند. پيش از اين، پيشنهاد دهندگان پرايسلاين كه با يك شهر آشنايي داشتند ميدانستند كه در بعضي از مناطق بعيد به نظر ميرسد هتلهاي چهار ستاره يا پنج ستاره وجود داشته باشد. بنابراين سراغ يك هتل چهار ستاره يا پنج ستاره را در منطقهاي ميگرفتند كه بعيد به نظر ميرسيد داراي چنين هتلي باشد و قيمت پاييني را پيشنهاد ميكردند كه به احتمال قوي مورد پذيرش قرار نميگرفت. اين سايت به كاربران اين امكان را ميدهد تا زماني كه نتوانند پارامترهاي مورد نظر خود را بيابند، مجددا پيشنهاد دهند تا آن كه كاربر مورد نظر، تاريخهاي اقامت مورد نظر خود را تغيير ندهد. به اين ترتيب فرد پيشنهاد دهنده ضمن افزودن مناطق براي خود، با پيشنهاد نسبتا بالاتري به جستوجو ميپردازد تا آن كه منطقهاي گنجانده شود كه در آن گرانترين هتل وجود داشته باشد. در آنجا و بر اساس پيشنهادات پايين پيشين – و گاهي اوقات، ارائه مبالغ اندك پيشنهادي از سوي سايتهاي پيشنهاد دهنده- فرد پيشنهاد دهنده، قيمتي مشابه يا قيمت نزديك به قيمت پايين مورد قبول را تصديق ميكند. راهحل پرايسلاين، تغيير محدوده مناطق هتلي خود بود تا به اين وسيله ويژگيهاي تعيين سطح بر اساس تعداد ستاره در هر منطقه لحاظ شود، فضاي بيشتري براي ارائه پيشنهاد در نظر گرفته شود و احتمال بينتيجه بودن نتايج جستوجو كمتر شود. واضح است كه هر چه تعداد پيشنهادات مجدد يك كاربر بيشتر باشد، فرصت بيشتري براي او مهياست تا پايينترين مبلغ را بيابد. در عين حال هر چه تعداد بيشتري هتل در گروه قرار گيرند، احتمال آن كه پيشنهاددهندگان به طور تكراري، يك هتل پيگيري كننده استراتژيهاي مشابه را جستوجو كنند كمتر ميكند.
نوشته: دتلف شودر و الكس تالالايوسكي
منبع:MIT Sloan Management Review
دنیای اقتصاد
جای خالی کارت اعتباری در سیستم بانکی ایران
میثمهاشمخانی
* خدمات کارت اعتباری، در واقع شکل بسیار مدرن و
پیشرفته خرید نسیه کالا و خدمات است و میتوان آن را چارچوب وامهای بسیار
کوتاهمدت بانکی نیز طبقهبندی نمود.
![]() |
* در مکانیزم کارت اعتباری، بانک صادرکننده کارت، از یک سو طرف حساب مشتری
از سوی دیگر طرف حساب فروشنده به حساب میآید؛ بنابراین حتی در صورت بروز
«نکول» (عدم پرداخت به موقع وام از سوی مشتری)، بانک متعهد است که مبلغ
مربوط به خرید نسیه را به حساب فروشنده واریز نماید.
* همانطور که
هماکنون در ایران، هرگاه بانکی فاقد سیستم صدور کارت عابربانک باشد،
بانکی بسیار ضعیف و درجه 3 تلقی میشود و مشتریان از سایر خدمات آن نیز
کمتر استقبال میکنند، به همین ترتیب در کشوری مانند ترکیه، مالزی، هند و
...، هر گاه یک بانک فاقد سیستم صدور کارت اعتباری باشد، بانکی ضعیف و درجه
3 قلمداد میگردد.
* در سیستم کارت اعتباری، از طریق سیستمی با عنوان
«امتیازدهی اعتباری»، میزان اعتبار مالی و خوش حسابی هر مشتری با یک عدد
مشخص شده و هر چه این امتیاز بیشتر باشد، سقف وام پرداختی به مشتری مذکور
بالاتر بوده و دوره بازپرداخت آن نیز بیشتر است.
* در سیستم کارت
اعتباری، بانکها در ازای پرداخت وام کوتاهمدت به مشتری، وثیقهای دریافت
نمیکنند و انگیزه اصلی مشتریان در پرداخت منظم اقساط، آن است که از طریق
خوشحسابی در پرداخت اقساط بتوانند امتیاز اعتباری خود را افزایش داده و به
این ترتیب سقف وام دریافتی خود در نوبتهای بعدی را افزایش دهند.
جنگ راه رهایی از رکود نيست؟
استیون هرویتز
مترجم: شاهین رسولیان
پاول کروگمن در 28 سپتامبر در
پست وبلاگ نیویورک تایمز نوشت که اقتصاد یک بازی اخلاقی نیست. این جمله
برای دفاع از این مدعا است که در برهههای زمانی خاص، مثل رکود کنونی،
یکسری روابط علی و معلولی عجیب اقتصادی به وجود میآید. نتیجه اینکه اعمالی
که از نظر ما ناخوش آیند هستند، گاه میتوانند آثار مثبتی در پی داشته
باشند؛ بنابراين اگر هدف ما نجات یافتن از رکود است، بهتر است کمی از
اخلاقیات فاصله بگیریم.
![]() |
خوشبختانه ما این فرصت را داریم تا فرضیات نظریه او را بررسی کنیم و به نادرستی استدلال اقتصادی او پی ببریم. این باور که هر شکلی از خرج کردن بر طرفکننده مشکلات اقتصادی است، به معنی انکار ذهنی بودن ماهیت ثروت و اساس اقتصاد خردی رشد اقتصادی است که البته به منظور توجیه متغیرهای کلان اقتصادی مثل بیکاری و رشد ناخالص ملی ابراز میشود. بیلیاردها دلار هزینه کردن برای جنگ يقينا سرمایه و نیروی کار زیادی را وارد بازار کار میکند و رشد ناخالص داخلی را افزایش و بیکاری را کاهش میدهد، اما این اتفاقات هرگز به آن معنا نیست که ما ثروتمندتر از گذشته میشویم.
زمانی میزان ثروت افزایش مییابد که مردم بتوانند در مبادلاتی که به نظرشان منفعت متقابل دارد، شرکت کنند. تولید کالاهای جدیدی که مصرفکننده تمایل به خرید آنها دارد نقطه شروع این فرآیند است، اما اگر به جای آن ما از نسلهای آینده پول قرض کنیم و آن را در کالاها و خدماتی خرج کنیم که مورد طبع مصرفکننده نیست، بلکه مورد طبع قدرتهای سیاسی برای گشودن آتش ویرانی در جهان است، آنگاه ما از انسانها آزادی انتخاب را گرفتهایم؛ چراکه انسانها دیگر نمیتوانند کاری را انجام بدهند که به نظرشان به نفعشان است. همچنین این آزادی را از آنانی که به اسم برنامه توسعه اقتصادی کشته شدهاند نیز گرفتهایم. اصولا این ایده که هر نوعی از خرج کردن مطلوب است، نادیده گرفتن این واقعیت است که خرج کردن در جنگ در عمل مانع از آن میشود که مردم ثروت خود را از طریق تولید و مبادلات اقتصادی افزایش دهند.
استخدام افراد برای کندن و پر کردن چاه یا ساختن بمب برای حمله به عراقیها بیشک بیکاری را کاهش و تولید ناخالص داخلی را افزایش میدهند، اما ثروت را افزایش نمیدهند. مشکل اقتصاد در واقع سخت بودن ایجاد هماهنگی بین تولیدکننده و مصرفکننده است. این هماهنگی زمانی محقق میشود که تولیدکننده با استفاده از ارزشمندترین منابع موجود، کالای مورد تقاضای مصرفکننده را تولید کند. به همین دلیل است که ساخت یک کانال با استفاده از یک بولدوزر و چند راننده ثروت ساز تر از ساخت همان کانال با استفاده از میلیونها انسان به کمک قاشق است؛ اگرچه روش دوم اشتغال بیشتری ایجاد میکند.
استفاده از سربازها برای جنگ به معنی هدر دادن نیروی کار و ماده اولیه است و در عمل بهرغم افزایش تولید ناخالص داخلی و کاهش بیکاری منجر به کاهش ثروت میشود. تنها راه توجیه غیر اخلاقی کردن اقتصاد این است که معیار ارزیابی از موفقیت اقتصادی فقط رقم تولید ناخالص داخلی باشد نه عواقب دیگر آن. در صورتی که این عواقب تولید ناخالص داخلی است که نشان میدهد آنچه که ما تولید کردهایم تا چه اندازه با خواست مشتری مطابقت داشته است. خرج کردن و تولید شغل کردن کار سادهای است، اما مشکل اینجا است که این کارها منجر به رشد اقتصادی نمیشوند و اصلا معیارهای خوبی برای رفاه مردم نیستند.
نتیجه نهایی این است که نحوه خروج از رکود بسیار مهم است. دنیا وارونه نشده و خوبیها جای خود را به بدیها ندادهاند. جنگ به معنی صلح و تخریب به معنای ساختن نیست. راهحل واقعی نجات از رکود، برداشتن موانع مبادله و تولید آزاد است که در عمل منتهی به خلق ثروت میشود. اینکه ما از نوادگان خود بیلیاردها دلار قرض کنیم تا اهرام مصر دیگري بسازیم یا اینکه اغتشاش را در برون مرز افزایش دهیم، فقط چاه رکود را عمیقتر میکند. اگر کسی آنقدر ابله شده باشد که مثل کروگمن بگوید ما برای رهایی از رکود همچون دهه 1930 نیاز به یک هیتلر داریم، آن شخص اخلاقیات را فقط برای ستایش اقتصاد کلان که خود نیز یک قربانی است، زیر پا گذاشته است.
هیچ انتقادی از اقتصاد بازار آزاد نمیتواند ما را از عقلانیت و اخلاقیات گمراه کند. پاول کروگمن با گفتن اینکه ویرانی ثروت به دنبال میآورد و جنگ یکی از بهترین راههای رشد اقتصادی است، دارد وقت خود را تلف میکند. اجازه ندهید نظریه کروگمن شما را فریب دهد؛ چراکه جنگ و ویرانی دقیقا همان چیزی هستند که میبینید و هیچ اثر مثبتی به دنبال ندارند. کروگمن نه تنها اخلاقیات، بلکه اقتصاد را هم فراموش کرده است.
منبع : دنياي اقتصاد
آیا اقتصاددانها به قوانین اخلاق حرفهای نیاز دارند؟
منبع: اکونومیست
مترجم: ندا ناجی
دیوید لایبسون: ابهامات اخلاقی پیامدهای خارجی منفی دارد
تمام
محققان آکادمیک – از جمله اقتصاددانان – باید با روی باز از افشای منافع
احتمالی شان در صورت وجود استقبال کنند. اگر چنین شفافیتی در کار نباشد
تمام تحقیقات زیر سایه شک و تردید منافع فرو میرود. محققانی که دارای
منافع خاص هستند باید متعهد به افشای آنها باشند، و از این طریق پیامد
خارجی عدمشفافیتشان را بر دوش دیگران تحمیل نکنند.
اقتصاددانها هم مثل صاحبان هر حرفه دیگری باید قوانین اخلاق حرفهای داشته باشند. حرفه اقتصاد هماکنون چنین قوانینی دارد و اکثریت بزرگ اقتصاددانان ناظر و مراقب رعایتش هستند. اقتصاددانها این قوانین اخلاقی را سیاه و سفید نمیبینند (قوانین نوشته شدهای نیست)، بلکه اینها را از مشاهده رفتار اقتصاددانان پیشکسوت یاد گرفتهاند که در گزارشهای خود درباره محل کارشان، منابعي که برای گزارش گرفتهاند و مواردی از این قبیل را توضیح میدهند. فکر میکنم که داشتن مجموعه قوانین مکتوب هم مهم است و انجمن اقتصاددانان آمریکا مسوولیت دارد که چنین کاری را انجام دهد، اما این واقعیت که تاکنون هیچ قانونی مکتوب نشده است دلیل نمیشود که برخی اقتصاددانها، بخواهند درباره کوتاهیهایی که در گزارشهایشان تا به حال داشتهاند عذر و بهانه بتراشند. برخی نشان دادهاند که در موضوع گزارششان ذینفع نیستند در صورتی که واقعیت خلاف این بوده است. این پدیده یک لغزش اخلاقی است که خیلی هم صریح و روشن است.
روايت خارجي از اقتصاد ايران
دنياي اقتصاد – در تحليل مفصلي كه بنابر گزارش خبرگزاري فارس در بانك جهاني
تهيه شده، ضعف و قوتهاي اقتصاد ايران مورد بررسي قرار گرفته است؛
بنابراين گزارش، اين تحليل با اشاره به اينكه وضعيت اقتصادي ايران به شدت
به قيمتهاي نفت و گاز در بازار جهاني بستگي دارد، ويژگي اصلي اقتصاد ايران
را حضور پررنگ دولت در فعاليتهاي صنعتي و مالي در برابر يك بخش خصوصي
كوچك در حوزههاي كشاورزي و خدمات دانسته است؛ در عين حال، براساس تحليل
بانك جهاني، شاخصهاي بالاي اجتماعي از لحاظ استانداردهاي منطقهاي به
ايران تعلق دارد كه مصداق آن را در ارتقاي چشمگير شرايط بهداشتي و آموزشي و
نيز نصف شدن جمعيت فقير در دوره 1998 تا 2005 (1377 تا 1384) ميتوان
مشاهده كرد.بانك جهاني يكي از بزرگترين مشكلات اقتصاد ايران را تورم
ميداند كه اگرچه در سال 2010 از حول و حوش 25 درصد سال 2008 به حدود 10
درصد كاهش يافته، اما همچنان يكي از بالاترين نرخهاي تورم در جهان است. در
حوزه خصوصيسازي، بانك جهاني روند سالهاي اخير را به شدت كند توصيف كرده
است و در عين حال با اشاره به بهبود فضاي كسبوكار، رتبه فعلي ايران را در
اين حوزه 137 در بين 183 كشور جهان اعلام كرده است.در پايان گزارش بانك
جهاني با اشاره به موفقيتهاي ايران در بحث جمعيت، اين تحليل ارائه شده است
كه سياستهاي جديد جمعيتي ميتواند رشد اقتصادي آينده را با چالش مواجه
كند.
وضعيت اقتصادي ايران به شدت به قيمت نفت و گاز بستگي دارد
عقبگرد سياست جمعيتي به ضرر ايران است





به نام آنکه جان را فکرت آموخت