بخش 24 : مسئوليت حسابرس در ارتباط باتقلب و اشتباه، در حسابرسي صورتهاي مالي (تجديدنظر شده
پيوست 3
نمونههايي از شرايط نشاندهنده احتمال وجود تقلب يا اشتباه
حسابرس ممكن است با شرايطي مواجه شود كه، به تنهايي يا در مجموع، حاكي از احتمال وجود تحريف با اهميت ناشي از تقلب يا اشتباه در صورتهاي مالي باشد. شرايط زير به عنوان نمونه ارائه شده است و لزوما كليه موارد را دربر نميگيرد، ضمن اينكه احتمال وجود همه اين شرايط در هر كار حسابرسي نميرود.
شرايط نشاندهنده تحريف احتمالي در بندهاي 39 و 40 درج شده است.
· تحميل مهلت زماني غيرواقع بينانه توسط مديريت براي تكميل حسابرسي.
· بيميلي مديريت نسبت به گزارشگري صادقانه به اشخاص ثالث ذيربط، مانند مراجع نظارتي و بانكها.
· تحميل محدوديت در دامنه كار حسابرسي توسط مديريت.
· شناسايي موضوعات با اهميتي كه پيشتر توسط مديريت افشا نشده است.
· اقلام عمدهاي از حسابها كه حسابرسي آن مشكل است.
· پافشاري غيرمنطقي در بكارگيري استانداردهاي حسابداري.
· شواهد متضاد يا ناكافي ارائه شده توسط مديران يا كاركنان.
· شواهد كتبي غيرعادي مانند تغييرات دستي در مستندات يا تهيه مستندات دستي در جايي كه اين مستندات معمولا توسط دستگاههاي الكترونيكي تهيه ميشود.
· ارائه اطلاعات با اكراه يا تاخير غيرمنطقي.
· سوابق حسابداري كاملا ناقص يا ناكافي.
· معاملات بدون شواهد كافي و معتبر.
· معاملات غيرعادي از لحاظ ماهيت، اندازه يا پيچيدگي، بهويژه اگر در اواخر سال مالي روي داده باشد.
· معاملاتي كه طبق مجوز كلي يا خاص مديران ثبت نشده است.
· مغايرات عمده بين حسابهاي كل و حسابهاي معين يا بين شمارش فيزيكي موجوديها و سوابق حسابداري مربوط كه به موقع و به نحو مناسب مورد بررسي و اصلاح قرار نگرفته است.
· كنترل ناكافيبر پردازش رايانهاي (براي مثال، اشتباهات يا تاخيرهاي زياد در پردازشگري).
· تفاوتهاي عمده بين نتايج واقعي و نتايج مورد انتظار بهدست آمده از بررسيهاي تحليلي.
· دريافت پاسخ تاييديهها بهمراتب كمتر از ميزان مورد انتظار يا مشخص شدن مغايرات عمده برمبناي تاييديههاي دريافتي.
· شواهد نشاندهنده ريخت و پاش بيش از حد در سطح زندگي مديران يا كاركنان.
· حسابهاي معلق سنواتي.
مانده حسابها و اسناد دريافتني كه مدت زيادي از سررسيد آن گذشته است.
بخش 20 استانداردهاي حسابرسي " هدف و اصول كلي حسابرسي صورتهاي مالي "
متن زير جايگزين بند 6 بخش 20 استانداردهاي حسابرسي شود:
حسابرس بايد به منظور شناسايي احتمال وجود شرايطي كه ممكن است باعث تحريف با اهميت در صورتهاي مالي شود، حسابرسي را با نگرش ترديد حرفهاي برنامهريزي و اجرا كند.
نگرش ترديد حرفهاي به اين معناست كه حسابرس اعتبار شواهد حسابرسي كسب شده را با ديدي منتقدانه، يعني با ذهني پرسشگر ارزيابي ميكند و نسبت به شواهد حسابرسي كه قابليت اعتماد مستندات يا تاييديه مديران را رد يا مورد ترديد قرار ميدهد، هوشيار است. براي مثال، نگرش ترديد حرفهاي در طول فرايند حسابرسي براي حسابرس لازم است تا خطر ناديده گرفتن شرايط مشكوك، تعميم نابجاي يافتههاي حسابرسي و كاربرد مفروضات نادرست در تعيين ماهيت، زمانبندي اجرا و حدود روشهاي حسابرسي و ارزيابي نتايج حاصل از آن كاهش يابد.
حسابرس در برنامهريزي و اجراي حسابرسي نه فرض ميكند مديريت درستكار نيست و نه درستكاري بدون چون و چراي آنان را فرض ميكند. از اين رو، تاييديه مديران جايگزين كسب شواهد حسابرسي مناسب و كافي براي نتيجهگيري معقول به عنوان مبناي اظهارنظر حسابرس نميباشد.
به نام آنکه جان را فکرت آموخت