برنامه ریزی کشیدن نقشه برای رسیدن به هدف, راهی برای هدایت حساب شده فعالیت ها ست. انسانب برای رسیدن به هدف مشخص برنامه ریزی می کند.برنامه ریزی فرایندی است دورنگر به منظور تحقق منطقی فعالیت ها جمعی. کشیدن طرح و نقشه برای آینده و پیش بینی راه های دست یابی به آن ها.

جریان و مداومت داشتن برنامه: بر اساس بازتاب برنامه درجامعه، اترزیابی کردن، به روز کردن برنامه بر اساس تکنولوژی های علمی و فنی روز.

بر نامه دو بعد دارد؛ کمی و کیفی.

کمی کردن یعنی عددی کردن و عدد ور رقم دادن به برنامه. بعد کیفی بیشتر بعد فلسفی، روانشناسانه و اجتماعی دارد. و بیشتر حالت کیفی و تحلیل دارد.برنامه باید دست یافتنی باشدو ضمانت اجرایی داشته باشد.

ارشاد و هدایت: برنامه ریزی متضمن ارشاد و هدایت و فعالیت های جمعی و از این جهت بسته به چگونگی و اعمال نفوذش می تواند انواع مختلفی مانند برنامه ریزی متمرکز الزامی، ارشادی تحقیقی و مشکل گشای مدلی داشته باشد.

دورنگری و هدف گیری: بدین معناست که برنامه ریزی فعالیتی است جهت دار و دور نگر و بسته به چگونگی نوع انتخاب هدف می تواند سه گونه باشد برنامه ریزی آینده ساز، آینده نگر و آینده گزین.

تفکر و عقلانیت در برنامه ریزی: یعنی برنامه ریزی باید حساب شده و منطقی باشد و بر اساس داده ها و اطلاعات صحیح باشد.

برنامه ریزی طراحی و تجسم مطلوب آینده و یافتن راه ها و وسایل رسیدن به آن است.

برنامه ریزی فرایندی مداوم، حساب شده و منطقی و جهت دار و دور نگر به منظور ارشاد و هدایت فعالیت های جمعی برای دستیابی به هدف مطلوب است.

برنامه ریزی متمرکز الزامی:

در کشور های سوسیالیستی معمول بوده و در این کشورها معتقدند که هدایت فعالیت های جمعی بایستی تحت نظارت هیات حاکمه و طی سلسله مراتبی باشد و به معنای واقعی متمرکز باشد.در این کشورها این نوع برنامه ریزی به اقتضا ساختار و رژیم اقتصادی، سیاسیجنبه نهادی پیدا کرده و کانون تمام فعالیت های اجتماعی محسوب می شود.

برنامه ریزی ارشادی ترغیبی:

نقطه مقابل برنامه ریزی متمرکز الزامی است که بیشتر جنبه هدایت، مشورت و راهنمایی دارد و در کشورهای غیر سوسیالیستی مطرح است مانند کشورهای غربی که الزام و اجباری در کار نیست.

مشکل گشای موردی:

بیشتر بر اساس مشکلاتی که در یک برهه زمانی بوجود می آید و برای برطرف کردن آن مشکل طرح و استفاده می شود.و در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه مطرح است.

براساس چگونگی نوع هدف سه نوع برنامه ریزی داریم.

-     اگر هدف برنامه ریزی پیش بینی آینده باشد آنگاه برنامه ریزی فعالیتی است آینده نگر. معمولا برنامه ریزان آینده نگر را برنامه ریزان اجتماعی می گویند و آنان معتقدند چون عوامل سازنده اجتماع قابل تغییرند و ثابت نیستند و بسیار متعدد وپیچیده و مرتبط با هم اند مثل عوامل طبیعی، موقعیت های جغرافیایی، آب و هوا و عوامل ساخته دست بشر، اکتشافات، اختراعات پیشرفت علم و تکنولوژی قابل کنترل نیستند و محدوده و دامنه فعالیت ها و عملیات برنامه ریزان را محدود می کنند. بنابراین تغییر یا ثبات آنها نمی تواند تابع میل و اراده برنامه ریز باشد. این دسته از برنامه ریزان معتقدند ادعای کسانی که فکر می کنند آینده را هرطور که می خواهند می توانند شکل دهند ادعایی واهی است و مدینه فاضله ای که برای خود ساخته اند مصداق عینی نمی تواند داشته باشد.البته هرچند این دسته از برنامه ریزان(اجتماعی) معتقدند نمی توان آینده را مطابق میل و ارده خود شکل داد و ساخت ولی خطوط اصلی برنامه را می توان پیش بینی کرد و تصویر ماتی از آینده ایده آل را تجسم کرد. بنابراین این دسته از برنامه ریزان معتقدند که آینده را هرچند نمی توان آنگونه که می خواهیم بسازیم ولی می توانیم آن را شکل داده و برای آن آماده شد.

-     چنانچه هدف شکل دادن آینده باشد برنامه ریزی فعالیتی است آینده ساز. برنامه ریزان آینده ساز به مهندسین اجتماعی معروفند. آنها معتقدند برنامه ریز هرطور که می خواهد می تواند آینده را شکل دهد و شعارشان این است که آینده از هم اکنون با ماست، چون اجتماع را انسان ها می سازند و انسان ها را آموزش.

-     اگر هدف انتخاب از بین آینده های مختلف باشد برنامه ریزی برنامه ریزی فعالیتی است آینده گزین.برنامه ریزان آینده گزین یک راه میانه را انتخاب کرده اند و می گویند ما می توانیم طوری آینده را بسازیم منتها باید واقع بین بود. یعنی موانع  و محدودیت ها و عوامل سازنده اجتماع که دخل و تصرف در آن نمی توان داشت باید کامل کرد و معتقدند که باید آینده های مختلف را سنجید و راهی ذر پیش گرفته و تدبیری اتخاذ نمود که احتمال رسیدن به آینده مطلوب بیشتر است.

 

گذشته در حال نوشته شدن و آینده در حال ساخته شدن. وظیفه ما مشارکت و ساختن آینده است. وظیفه ما مشارکت در برنامه های ساخت آینده است و نباید تماشاگر باشیم و هدف اصلی برنامه ریزی این است که در سرنوشت آینده اعمال نفوذ شده و آن را به سر منزل مقصود و مطلوب سوق داد.

برنامه ریزی عبارت است از طراحی و تجسم وضعیت مطلوب در آینده و و پیش بینی راه ها و وسایل دستیابی به آن است. معمولا برنامه ریزی های کوتاه مدت بین 5 1 سال، میان مدت 10 5 سال و بلند مدت 20   10 سال و بیشتر است.

براساس حیطه و دامنه عمل(گستردگی کار) 6 مورد برنامه ریزی داریم:

1-     برنامه کلان: برنامه های جامعی هستند که در تمام کشور بایستی اعمال شود. مثل برنامه ریزی بیست سال آینده آموزش و پرورش کشور.

2-   برنامه خرد: برنامه هایی هستند ویژه که در سطح محلی و موسسه ای اجرا می شوند.مانند برنامه هایی که دانشگاهی خاص مانند دانشگاه تهران اجرا می کند.

3-     برنامه های ملی: می توانند جامع بوده یا نباشد و در سطح ملی کشور اجرا شود. مثل برنامه 5 ساله آموزش و پرورش کشور.

4-   برنامه های محلی: برنامه هایی که سطح استان، شهرستان یا موقعیت های خاص جغرافیایی اعمال می شوند و می توانند جامع بوده . مانند آموزش بهداشت در یک بخش خاص.

5-     برنامه های جامع و ویژه: برنامه هایی که تمام عوامل و عناصر و اجزا یک واحد را در بر می گیرد.

6-   برنامه های ویژه: برنامه هایی هستند که مختص یک بخش خاص و ویژه می باشد . مثل برنامه های آموزش پیش دبستانی،  راهنمایی و دبستان و نظام تعلیماتی دانشگاهی.

 

ارکان اصلی برنامه عبارت است از:

1-     هدف

2-     وسابل و منابع

3-     تدابیر و راهبردها

بعضی ها برنامه ریزی را تصمیم گیری می دانند. ما با سه مفهوم در برنامه ریزی مواجهیم:

1-     انتخاب:

مفهوم انتخاب در برنامه ریزی انتخاب بهترین راه منطقی و عقلایی در رسیدن به هدف می باشد.

2-     مفهوم ریسک و خطر:

مفهوم ریسک و خطر در برنامه ریزی یعنی انتخاب راهی برای رسیدن به هدف که محاسن آن بیشتر از معایب آن باشد.

3-     مفهوم امکانات:

در مفهوم امکانات باید توقعات، خواسته ها و نیازها را مد نظر قرار داد.

 

بودجه

بودجه واژه ای فرانسوی است به معنی کیف یا کیسه چرمی. برای اولین بار این واژه در انگلیس به اطلاق می شد که مهر وزارت دارایی در آن نگهداری می شد.بعدها این واژه به کیفی که در آن صورت دریافت و پرداخت های کشوری را در آن قرار می دادند گفته شد. این واژه دوباره به زبان فرانشه برگشت و در کشور  ما به عنوان بودجه معمول است. از لحاظ لغوی این واژه به معنی برنامه یا سند دخل و خرج که مربوط به حانواده ارگان یا دولت می باشد. وقتی در مورد دولت به کار برده می شود معنای آن گسترده تر می باشد.

به تعبیر ویل داوسکی بودجه کوششی است برای تخصیص منابع مالی از خلال فرایتدهای سیاسی در خدمت راه های مختلف زندگی و یا به عبارتی بودجه، چهره مالی مدیریت عمومی کشور است چون دولت از طریق بودجه به برنامه ریزی، مدیریت و نهایتا به واسطه بودجه به مراقبت از امور کشور می پردازد. بودجه از یک طرف هزینه های برنامه ریزی شده دولت و از طرف دیگر درآمد ها و دریافت های آن در مدت یک سال است. که معمولا تمامی این موارد در موارد مشابه سال قبل را نیز در بر می گیرد.