مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاريها

29  .  سرمايه‌گذاري‌ سريع‌المعامله‌ در بازار هرگاه‌ به عنوان‌ دارايي‌ جاري‌ نگهداري‌ شود بايد در ترازنامه‌ به‌ يكي‌ از دو روش‌ زير منعكس‌ شود:

الف .   ارزش‌ بازار، يا

ب‌   .   اقل‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌.

 

30  .  چنانچه‌ ماهيت‌ و ميزان‌ سرمايه‌گذاري‌ به گونه‌اي‌ باشد كه‌ جذب‌ آن‌ توسط‌ بازار، بدون‌ تأثير با  اهميت‌ در نرخ‌ بازار آن‌، ممكن‌ نباشد، قيمت‌ جاري‌ بازار بايد طوري‌ تعديل‌ شود كه‌ منعكس‌كننده‌ عوايدي‌ باشد كه‌ واحد تجاري‌ به طور واقع‌ بينانه‌، انتظار كسب‌ آن‌ را درصورت‌ واگذاري‌ سرمايه‌گذاري‌ در روال‌ عادي‌ فعاليت‌ تجاري‌ داشته‌ باشد.

31  .  ساير سرمايه‌گذاريهايي‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ دارايي‌ جاري‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود، بايد در ترازنامه‌ به‌ يكي‌ از دو روش‌ زير منعكس‌ شود:

الف‌.    اقل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌، يا

ب   .   خالص‌ ارزش‌ فروش‌.

 

32 .   استفاده‌ از ارزشهاي‌ جاري‌ تا ميزاني‌ كه‌ با خصوصيات‌ اتكاپذيري‌ و ملاحظات‌ منفعت‌ و هزينه‌ سازگار باشد، موجب‌ مي‌گردد اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌، در راستاي‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ مفيد واقع‌ شود. بدين‌لحاظ‌ و باتوجه‌ به‌ دلايل‌ ذكر شده‌ در بند 25، سرمايه‌گذاري‌ سريع‌المعامله‌ در بازار را كه‌ به عنوان‌ دارايي‌ جاري‌ نگهداري‌ مي‌شود مي‌توان‌ به‌ ارزش‌ بازار آن‌ در ترازنامه‌ منعكس‌ كرد و هرگونه‌ افزايش‌ يا كاهش‌ در ارزش‌ آن‌ طي‌ دوره‌ را به عنوان‌ بخشي‌ از نتايج‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ در صورت‌ سود و زيان‌ شناسايي‌ شود. رويه‌ مجاز ديگر، انعكاس‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ مزبور به‌ اقل‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌ در ترازنامه‌ است‌.

33 .   ساير سرمايه‌گذاريهاي‌ جاري‌ (غير از سريع‌المعامله‌ در بازار) به‌ اقل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ اوليه‌ وخالص‌ ارزش‌ فروش‌ در ترازنامه‌منعكس‌ مي‌شود. اين‌ سرمايه‌گذاريها، معمولاً به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ انعكاس‌ مي‌يابد مگر در مواردي‌ كه‌ كاهش‌ در ارزش‌ سرمايه‌گذاري‌ قابل‌ تشخيص‌ باشد. رويه‌ مجاز ديگر، استفاده‌ از خالص‌ ارزش‌ فروش‌ است‌ هنگامي‌ كه‌ مبلغ‌ آن‌ به گونه‌اي‌ اتكاپذير قابل‌ اندازه‌گيري‌ باشد. اگر رويه‌ اخير انتخاب‌ شود، هرگونه‌ افزايش‌ و كاهش‌ مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاري‌ به عنوان‌ درآمد يا هزينه‌ سرمايه‌گذاريها در زمره‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ در صورت‌ سود و زيان‌ شناسايي‌ مي‌شود.

34  .  سرمايه‌گذاريهايي‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ دارايي‌ غيرجاري‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود بايد در ترازنامه‌ به‌ يكي‌ از روشهاي‌ زير منعكس‌ شود:

الف.         بهاي‌ تمام‌ شده‌ پس‌ از كسر هرگونه‌ ذخيره‌ كاهش‌ دائمي‌ در ارزش‌.

ب   .        مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ به عنوان‌ يك‌ نحوه‌ عمل‌ مجاز جايگزين‌.

درصورت‌ انعكاس‌ به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌، مطابق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 11 با عنوان‌ ” حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود“  عمل‌ مي‌شود با اين‌ تفاوت‌ كه‌ دوره‌ تناوب‌ تجديد ارزيابي‌ يك‌ سال‌ خواهد بود.

35 .   از آنجا كه‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ بلندمدت‌ براي‌ مدت‌ طولاني‌ نگهداري‌ مي‌شوند، ارزش‌ بازار آنها از نظر مربوط‌ بودن‌ به‌ اندازه‌گيري‌ سود و زيان‌ دوره‌، اهميت‌ چنداني‌ ندارد زيرا كه‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ قصد و يا توان‌ آن‌ را ندارد كه‌ اين‌ ارزش‌ را از طريق‌ فروش‌ آنها متبلور سازد. به‌ اين‌ دليل‌، سرمايه‌گذاريهاي‌ بلندمدت‌ به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌، پس‌ از كسر ذخيره‌ كاهش‌ دائمي‌ در ارزش‌ آن‌، انعكاس‌ مي‌يابد. در نحوه‌ عمل‌ مجاز جايگزين‌، اين‌ سرمايه‌گذاريها را مي‌توان‌ براساس‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ آنها منعكس‌ نمود. اگر اين‌ رويه‌ انتخاب‌ شود، احتساب‌ هر گونه‌ افزايش‌ در ارزش‌ به عنوان‌ درآمد تحقق‌ يافته‌ دوره‌ مناسب‌ نيست‌. درعوض‌، مبلغ‌ هرگونه‌ افزايش‌ به عنوان‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ تلقي‌ مي‌شود و در سرفصل‌ حقوق‌ صاحبان‌ سهام‌ انعكاس‌ مي‌يابد. درصورت‌ انعكاس‌ به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌، طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 11 با عنوان‌ حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابتمشهود عمل‌ مي‌شود با اين‌ تفاوت‌ كه‌ در مورد تناوب‌ تجديد ارزيابي‌ مفاد بند 34 ملاك‌ عمل‌ قرار مي‌گيرد.

36 .   چنانچه‌ مديريت‌ واحد تجاري‌، سرمايه‌گذاريهاي‌ بلندمدت‌ را به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ منعكس‌ كند، اين‌ ارزيابي‌ بايد همه‌ ساله‌ انجام‌ شود. بدين‌معني‌ كه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مجاز نيستند سرمايه‌گذاريهاي‌ بلندمدت‌ را به‌ مبلغي‌ كه‌ نه‌ معرف‌ ارزش‌ جاري‌ و نه‌ معرف‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ است‌، منعكس‌ كنند. اين‌ امر منعكس‌كننده‌ اين‌ نظريه‌ است‌ كه‌ به‌ غير از بهاي‌ تمام‌ شده‌ اوليه‌، تنها ارزش‌ مربوط‌ و معني‌دار براي‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌، ارزش‌ جاري‌ است‌.

37 .   چنانچه‌ يك‌ ” سرمايه‌گذاري‌ سريع‌ المعامله‌ در بازار“ به عنوان‌ دارايي‌ غيرجاري‌ نگهداري‌ شود، چون‌ واحد تجاري‌ در واگذاري‌ آن‌ محدوديت‌ دارد يا تمايلي‌ به‌ واگذاري‌ آن‌ ندارد تا افزايش‌ در ارزش‌ آن‌ در عمل‌ متبلور شود، تلقي‌ هرگونه‌ افزايش‌ در ارزش‌ بازار آن‌ به عنوان‌ تحقق‌ يافته‌، مناسب‌ نيست‌ و درنتيجه‌ نبايد اين‌ تغييرات‌ را در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ كرد.

38  .  مبلغ‌ كل‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ سريع‌المعامله‌ كه‌ به عنوان‌ دارايي‌ جاري‌ نگهداري‌ مي‌شود بايد بر مبناي‌ مجموعه‌ (پرتفوي‌) سرمايه‌گذاريهاي‌ مزبور تعيين‌ شود. مبلغ‌ كل‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ بلندمدت‌ و ساير سرمايه‌گذاريهاي‌ جاري‌، عبارت‌ ازجمع‌ مبلغ‌ دفتري‌ تك‌ تك‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ مربوط‌ است‌ كه‌ جداگانه‌ تعيين‌ مي‌شود.

تغيير مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاريها

39  .  هرگاه‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ سريع‌المعامله‌اي‌ كه‌ به عنوان‌ دارايي‌ جاري‌ نگهداري‌ شده‌ است‌، به‌ ارزش‌ بازار منعكس‌ شود، هر گونه‌ افزايش‌ يا كاهش‌ در مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاري‌ بايد به عنوان‌ درآمد يا هزينه‌ شناسايي‌ شود.

40  .  هرگاه‌ ساير سرمايه‌گذاريهاي‌ جاري‌ (يعني‌ غير از سريع‌المعامله‌ در بازار) به‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ منعكس‌ شود، هرگونه‌ افزايش‌ و كاهش‌ مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاري‌ بايد به‌عنوان‌ درآمد يا هزينه‌ شناسايي‌ شود.

41  .  هرگاه‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ ثبت‌ شود، نحوه‌ حسابداري‌ آن‌ بايد طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 11 با عنوان‌ ”حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود“ باشد. افزايش‌ مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ درنتيجه‌ تجديد ارزيابي‌ بايد به عنوان‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ ثبت‌ و در ترازنامه‌ به عنوان‌ بخشي‌ از حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ منعكس‌ شود. هرگاه‌ افزايش‌ مزبور عكس‌ يك‌ كاهش‌ قبلي‌ ناشي از تجديد ارزيابي‌ باشد كه‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ است‌، اين‌ افزايش‌ بايد تا ميزان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ در رابطه‌ با همان‌ دارايي‌ به عنوان‌ درآمد شناسايي‌ شود. كاهش‌ مبلغ‌ دفتري‌ يك‌ قلم‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ در نتيجه‌ تجديد ارزيابي‌ بايد به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود. چنانچه‌ كاهش‌ مزبور عكس‌ يك‌ افزايش‌ قبلي‌ ناشي از تجديد ارزيابي‌ باشد كه‌ به‌ حساب‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ منظور شده‌ است‌، دراين‌صورت‌ اين‌ كاهش‌ بايد تا ميزان‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ مربوط‌ به‌ همان‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌ حساب‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ بدهكار گردد و باقيمانده‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود.

42  .  باتوجه‌ به‌ مفهوم‌ تحقق‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از الزام‌ به‌ اينكه‌ درآمد مستند به‌ دريافت‌ وجه‌ نقد (يا دارايي‌ ديگري‌ كه‌ با قطعيت‌ معقول‌ انتظار تبديل‌ آن‌ به‌ وجه‌ نقد وجود دارد) شده‌ باشد و يا با انتظار قريب‌ به‌ يقين‌ مستند شود، مازاد تجديد ارزيابي‌ مذكور در بند 41، درآمد تحقق‌ نيافته‌ تلقي‌ مي‌گردد. بنابراين‌ افزايش‌ سرمايه‌ به‌طور مستقيم‌ از محل‌ مازاد مزبور مجازنيست‌ و تنها در زمان‌ تحقق‌، طبق‌ بند 45 به‌ حساب‌ سود و زيان‌ انباشته‌ منتقل‌ مي‌شود.

43  .  دريافت‌ سود سهمي‌ (يا سهام‌ جايزه‌) موجب‌ تغيير در مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاري‌ نمي‌شود بلكه‌ به منظور تعيين‌ مبلغ‌ دفتري‌ هر سهم‌، مبلغ‌ دفتري‌ سرمايه‌گذاري‌ بايد به‌ تعداد كل‌ سهام‌ موجود بعد از دريافت‌ سود سهمي‌ تقسيم‌ شود.

44 .   دريافت‌ سود سهمي‌ يا سهام‌ جايزه‌ منجر به‌ ورود وجه‌ نقد يا داراييهاي‌ ديگر به‌ واحد تجاري‌ سرمايه‌گذار نمي‌شود. به‌ بيان‌ ديگر واحد تجاري‌ سرمايه‌گذار با دريافت‌ سود سهمي‌ چيزي‌ جز آنچه‌ داشته‌ است‌، تحصيل‌ نمي‌كند. به همين‌ دليل‌ در زمان‌ دريافت‌ سود سهمي‌ نمي‌توان‌ درآمد سرمايه‌گذاري‌ را شناسايي‌ كرد و يا بهاي‌ تمام‌شده‌ سرمايه‌گذاري‌ را افزايش‌ داد. دريافت‌ سود سهمي‌ تنها باعث‌ افزايش‌ تعداد سهام‌ در سرمايه‌گذاري‌ مربوط‌ و در نتيجه‌ كاهش‌ مبلغ‌ دفتري‌ هر سهم‌ موجود مي‌شود. از سوي‌ ديگر، تقسيم‌ سود به‌ شكل‌ نقد و سپس‌ افزايش‌ سرمايه‌ از محل‌ مطالبات‌ سهامداران‌ با تصويب‌ مجمع‌ عمومي‌ فوق‌العاده‌ در تعريف‌ سود سهمي‌ طبق‌ اين‌ استاندارد قرار نمي‌گيرد، ضمن‌ اينكه‌ به موجب‌ اصلاحيه‌ قانون‌ تجارت‌، واحد سرمايه‌گذار حق‌ مطالبه‌ سود سهام‌ نقدي‌ را دارد و تنها در صورت‌ تمايل‌، اين‌ حق‌ را در قبال‌ كسب‌ سهام‌ جديد واگذار مي‌كند كه‌ اين‌ امر به منزله‌ دريافت‌ سود سهام‌ و پرداخت‌ مجدد آن‌ در قبال‌ سهام‌ جديد است‌. بدين‌ ترتيب‌ سود سهام‌ نقدي‌ مزبور با رعايت‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد و استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 3
با عنوان‌ درآمد عملياتي‌ شناسايي‌ مي‌شود.