بررسی و نقد تفاوت سود قطعی و عليالحساب بانكهاي ایران
حميدرضا شماخي *
در
هر واحد تجاری اطلاعات مالی توسط سیستم اطلاعات حسابداری که بخش مهمی از
سیستم اطلاعات مدیریت است تهیه میشود. این اطلاعات مالی به دو دسته کلی
تقسیم میشوند. دسته اول اطلاعات درون سازمانی که برای استفاده مدیریت
سازمان تهیه شده و اطلاعات برون سازمانی که برای استفادهکنندگان خارج از
سازمان نظیر دولت، بورس، بانکها، وزارت دارایی، سهامداران و ... تهیه
میشود. تهیه اطلاعات درون سازمانی موضوع علم حسابداری مدیریت و تهیه
اطلاعات برون سازمانی موضوع حسابداری مالی است. اطلاعات برون سازمانی در
قالب صورتهای مالی اساسی تهیه میشود. استانداردهای حسابداری ناظر بر
نحوه تهیه صورتهای مالی است. صورتهای مالی اساسی حاوی اطلاعاتی عمومی و
کلی از وضعیت شرکت است که برای طیف گسترده ای از استفادهکنندگان که
معمولا دارای دانش متعارفی از حسابداری هستند تهیه میشود. صورتهای مالی
اساسی در شرکتهای بیمه شامل ترازنامه، سود و زیان، صورت گردش وجوه نقد،
سودوزیان جامع و یادداشتهای همراه است. این صورتها در شرکتهای بیمه
میتواند مبنای مناسبی برای ارزیابی آنها باشد. اما معیارهای ارزیابی
مطلوب عملکرد و وضعیت مالی شرکتهای بیمه چیست؟
تجزیه و تحلیل عمودی
تجزیه و تحلیل افقی
تجزیه و تحلیل نسبتها
اما این تجزیه و تحلیلها در شرکتهای بیمه چگونه انجام شده و حد مطلوب آنها چه میزان است؟
تجزیه و تحلیل عمودی
در این بخش وضعیت حسابهای صورتهای مالی نسبت به یک حساب اصلی بررسی می شود. حسابهای سود زیانی نسبت به حساب فروش و حسابهای ترازنامهای نسبت به جمع داراییها مقايسه ميشود.
در شرکتهای بیمه فروش همان پرتفوی حق بیمه است. پرتفوی عبارت است از مجموع بیمه نامههای صادره و معتبر یک شرکت بیمه که در اختیار بیمهگذاران است. فروش در شرکتهای بیمه را میتوان حاصل جمع بیمهنامههای صادره، حق بیمه اتکایی قبولی، کارمزد اتکایی پس از کسر بیمه نامههای برگشتی تعریف نمود. میتوان نسبت هر یک از حسابهای سود و زیانی را نسبت به جمع فروش محاسبه کرد. طبق تجارب گذشته نسبت خسارت به فروش در شرکتهای بیمه بهتر است حداکثر 60درصد باشد. از آنجاکه درآمد شرکتهای بیمه از محل حق بیمههای دریافتی آنها پوشش پیدا میکند، مقداری از این درآمد باید صرف پرداخت خسارت شده، مقداری دیگر برای هزینههای اداری تشکیلاتی و توزیع و فروش تخصیص یافته و مابقی نیز سود عملیات بیمهگری خواهد بود. اگر شرکت بیمهای نسبت خسارت به فروش آن بالای 60درصد باشد احتمالا دچار زیان خواهد شد.
معمولا هزینههای اداری و توزیع و فروش معادل 20درصد بوده که اگر به نسبت فوق اضافه کنیم مابقی عواید حاصل از فروش، سود معقولی برای شرکتهای بیمه خواهد بود. البته در صورت وجود و استفاده از بازارهای مناسب سرمایهگذاری میتوان نسبت هزینهها به فروش را بالاتر برد به طوری که سود عملیات بیمهگری صرفا از محل سرمایهگذاریها تامین شود.
حسابهای ترازنامهای بایستی نسبت به جمع کل داراييها تجزیه و تحلیل شود. حسابها و اسناد دریافتنی بخش عمده داراييهای جاری شركتهای بیمه را تشکیل میدهد، لذا بهتر است با درنظرگرفتن قابلیت وصول آنها نسبت فوق محاسبه شود به عبارتی خالص حسابها و اسناد دریافتنی مدنظر قرار میگیرد. در ارتباط با داراييهای ثابت باید گفت که این دسته از داراييها پشتوانه شركتهای بیمه است. وجود ساختمان مناسب، اموال و اثاثیه جدید و وسائط نقلیه نو منجر به ارائه خدمات بیمهای بهتر به بیمهگذاران شده و سهم بازار هرشرکت بیمه را میتواند افزایش دهد. نسبت داراييهای ثابت به جمع داراييها در یک شرکت بیمه بهتر است معادل 50درصد باشد. به این دلیل که تعهدات شركتهای بیمه که همان خسارت زیانديدگان است باید بلافاصله و در صورت بروز حادثه و ایجاد خسارت به صورت نقدی پرداخت شود. بنابراین قسمتی از داراييهای شرکتهای بیمه باید به صورت نقد یا شبه نقد (سرمايهگذاريها یا داراييهای جاری با نقدپذیری بالا) برای پرداخت این تعهدات نگهداری شود. سرمایهگذاری بیش از حد در داراييهای ثابت به دلیل بازدهی طولانیمدت و قابلیت نقدپذیری پایین آنها امکان ارائه سرویسهای مناسب به بیمهگذاران را کاهش میدهد. از طرفی دیگر وجود داراييهای ثابت مناسب امکان خدماترسانی بهتر و ماندگاری شركتهای بیمه را فراهم میکنند. بنابراین نسبت داراييهای ثابت به جمع کل داراييها باید میزان معقولی باشد.
تجزیه و تحلیل افقی
در این بخش روند حسابها طی دو یا چند دوره مختلف بررسی میشود. از طریق تعیین میزان افزایش یا کاهش حسابهای ترازنامهای و سود و زیانی میتوان سمتوسوی و روند فعالیت سازمان را که به سمت بهبود یا تضعیف بوده را مشخص کرد. اما نکته مهم در بررسی روند فعالیت سالیانه شرکتهای بیمه درنظرگرفتن میزان تورم است. هر ساله ارزش مورد بیمه در رشتههای مختلف بیمهای افزایش مییابد. از آنجایی که مبلغ حق بیمه حاصلضرب نرخ در ارزش مورد بیمه است، تورم سالیانه منجر به افزایش جمع کل فروش در شركتهای بیمه خواهد شد. برای خنثی شدن این مشکل میتوان به همراه افزایش مبلغ فروش، افزایش یا کاهش تعداد بیمهنامهها را نیز مورد بررسی قرار داد. به طوری که اگر افزایش در میزان فروش با افزایش در تعداد بیمهنامههای صادره همراه باشد روند فعالیت رو به بهبود است. بهتر است نرخ رشد یا کاهش سود سالیانه در شركتهای بیمه با توجه به ضریب خسارت (نسبت خسارت به حق بیمه) مورد بررسی قرار گیرد.
اگر رشد سود همراه با افزایش یا حداقل عدم تغییر در ضریب خسارت شرکت بیمه یا صرفه جویی در هزینههای اداری و تشکیلاتی و پرسنلی باشد، میتوان به تداوم سودآوری و حفظ سهم بازار امیدوار بود. به عبارتی ارائه خسارت مناسب به بیمهگذاران زیاندیده که در ضریب خسارت متجلی میشود، شرط دوام و بقاي یک شرکت بیمه است.
تجزیه و تحلیل نسبتهای مالی این نسبتها به صورت زیر بررسی میشود:
الف) نسبتهای نقدینگی
نسبت جاری و نسبت سریع (آنی) که نشاندهنده قابلیت نقدپذیری و پرداخت سریع تعهدات شركتهای بیمه است باید از حد معقولی برخوردار باشد. ولی نباید از نظر دور داشت که این دسته از داراييها دارای بازدهی کم هستند. بنابراین باید یک تناسبی بین میزان تعهدات شركتهای بیمه و هزینه فرصت از دست رفته ناشی از سرمايهگذاريهای وجوه نقد در شركتهای بیمه برقرار گردد.
ب ) نسبتهای اهرمی
اين نسبتها نشاندهنده ميزان استفاده شركتها از منابع مالي خارجي (بدهيها) است. هرچه اين نسبت بالاتر باشد هزينه بدهي افزايش خواهد يافت. بهتر است هزينه بدهي و هزينه سرمايه (هزينه تامين مالي از طريق حقوق صاحبان سهام) تا حد ممكن كاهش داده شود. به نظر ميآيد ميزان بهينه ميزان بهينه نسبتهاي اهرمي در يك شركت بيمه حداكثر 50درصد است. با توجه به ماهيت عمليات بيمهگري بالاتر بودن اين نسبت منجر به افزايش هزينههاي بدهي و احتمالا عدمتوانايي ايفاي تعهدات شركتهاي بيمه خواهد شد.
ج) نسبتهاي سودآوري
اين نسبتها تناسب سود يك واحد تجاري به فروش، داراييها و حقوق صاحبان سهام را نشان ميدهد و ميتواند بيانگر ميزان بازدهي يك شركت بيمه باشد. هدف اصلي شركتهاي بيمه، خدمترساني بهينه به بيمهگذاران است. درحالحاضر شركتهاي بيمهاي در دنيا قسمت عمده سود خود را از طريق سرمايهگذاريها به دست ميآورند و تمام حق بيمه دريافتي را بصورت خسارت به بيمهگذاران خود پرداخت ميكنند. هرچه نسبتهاي سودآوري در يك شركت بيمه به شرط حفظ سهم بازار و عدم كاهش ضريب خسارت، بالاتر باشد بهتر است.
د) نسبتهاي فعاليت
محاسبه ميزان گردش حسابهاي دريافتني، متوسط دوره وصول مطالبات، گردش مجموع داراييها از دسته نسبتهاي فعاليت است. هرچه اين نسبتها در يك شركت بيمه بالاتر باشد وضعيت بهتري را نشان ميدهد.
هريك از نسبتها و تجزيهتحليلهاي فوق را ميتوان با اطلاعات واقعي محاسبه و با مقايسه آنها با سال قبل و شركتهاي مشابه ميزان بهبود يا تضعيف يك شركت بيمه را تعيين كرد.
*فوق ليسانس حسابداري
دنیای اقتصاد
به نام آنکه جان را فکرت آموخت